جشوبة مأكلك ، فقال :
ويحك انى لست كأنت ، ان الله تعالى فرض على ائمة العدل ان يقدروا انفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيّغ ( 1 ) بالفقير فقره ( 2 ) ايضاً خود مولى فرمود : * ( أأقنع من نفسى بان يقال اميرالمؤمنين . . . ) * 4 . اسلام وحدت و اتحاد مىخواهد و مردم را به يك چشم مىبيند و مىگويد مردم مانند دندانه هاى شانه هستند : * ( الناس كأسنان المشط . ) * اما اين مساوات و به يك چشم ديدن چه مظهرى دارد ؟ آيا فقط در آخرت و اجر و مزد الهى بينشان فرقى نيست و در نزد خدا مساوى هستند ( مگر به وسيلهء تقوا ) يا آنكه در حقوق و مزايايى كه در زندگى به اشخاص مىدهد فرق نمىگذارد بين دسته اى و دسته اى ؟ و اساساً اسلام كه مىخواهد مردم همدل باشند و بين آنها تحابب و توادد باشد * ( ( مثل المؤمنين فى توادّهم و تراحمهم كمثل الجسد . . . ) ) * آيا با اينكه از لحاظ رعايت آنها و حقوق آنها متساوى نباشند ممكن است كه آنها اعضاى يك پيكر بشوند و يا آيا ناهمواريهاى اجتماع مىگذارد كه آنها واقعاً يك پيكر باشند و آيا اين از قبيل كجدار و مريز نيست ؟ آيا ممكن است محروم مطلق با منعم مطلق برابر باشند ؟ و آيا تنها ايمان و عقيده به خدا و معاد كافى است كه همهء مردم را يكدل كند و اعضاى يك پيكر كند و يا برداشتن فاصله ها و ديوارها و امتيازات حتى امتيازات عنوانى و لقبى هم - كه به منزلهء موانع بودند و ايمان به منزلهء مقتضى است - تأثير دارد ؟ البته تأثير دارد . ايمان به خدا مقتضى اتحاد است و برداشتن اين امور به منزلهء رفع موانع بود و اگر موانع رفع نشود مقتضى نمىتواند تأثير درستى بكند ، نظير حفظ رژيم براى تأثير دوا . چرا اسلام ربا را حرام كرد و رشوه را حرام كرد ؟ آيا ممكن
هامش
( 1 ) لايهيج به
( 2 ) داستان آقاى وحيد بهبهانى و جامهء الوان پوشيدن عروسش