آيا حق يا نيرو ؟ :
فهل نطلب الحق او نطلب القوة و هل خير لنا ان نكون صالحين او ان نكون اقوياء ؟
از نظر اسلام جواب اين است : نطلب الحق بالقوة ، و خير لنا ان نكون اقوياء صالحين .
اين مطلب فوق العاده قابل توجه است .
3 . در كتاب آزادى فرد و قدرت دولت صفحهء 11 مىگويد :
عقيدهء هابز دربارهء انسان و عدالت و محبت :
هابز در بيان روان شناسى آدمى با اين اصل شروع مىكند كه آدمى طبيعتاً خودخواه است و سود خود را مىجويد و چيزى جز آن نمىخواهد . مىگويد : « اگر بپذيريم كه طبيعتاً يك فرد ممكن است به فرد ديگر محبت داشته باشد ، دليلى موجود نيست كه هر فرد به همهء افراد محبت نداشته باشد . » چون مشهود است كه هر فرد به همهء افراد محبت ندارد پس يك فرد هم نمىتواند به فرد ديگر محبت داشته باشد ( 1 ) .
همهء محبتها نوعى سودجويى است به صورت غيرخواهى :
آنچه ما مشاهده مىكنيم و محبت مىخوانيم نوعى خودپرستى و سودجويى است كه بدان صورت تجلى كرده است .
در صفحهء 12 مىگويد :
به عقيدهء هابز عدالت قبل الاجتماع وجود ندارد :
در اين وضع ( قبل از اجتماع ) افراد آدمى نسبت به يكديگر مثل گرگند . منظور هابز اين نيست كه افراد پيوسته به كشمكش با هم مشغولند اما منظورش اين است كه پيوسته قصد تعرض به يكديگر دارند و پيوسته در ناامنى و خطر حملهء ديگرى بسر مىبرند و هيچ كس از خطر ديگران ايمن نيست . در چنين وضعى تصور خوب و بد و ظلم و عدل وجود ندارد ، چه ظلم و
هامش
( 1 ) ترجيح بلامرجح