تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
آيا حق يا نيرو ؟ : فهل نطلب الحق او نطلب القوة و هل خير لنا ان نكون صالحين او ان نكون اقوياء ؟ از نظر اسلام جواب اين است : نطلب الحق بالقوة ، و خير لنا ان نكون اقوياء صالحين . اين مطلب فوق العاده قابل توجه است . 3 . در كتاب آزادى فرد و قدرت دولت صفحهء 11 مىگويد : عقيدهء هابز دربارهء انسان و عدالت و محبت : هابز در بيان روان شناسى آدمى با اين اصل شروع مىكند كه آدمى طبيعتاً خودخواه است و سود خود را مىجويد و چيزى جز آن نمىخواهد . مىگويد : « اگر بپذيريم كه طبيعتاً يك فرد ممكن است به فرد ديگر محبت داشته باشد ، دليلى موجود نيست كه هر فرد به همهء افراد محبت نداشته باشد . » چون مشهود است كه هر فرد به همهء افراد محبت ندارد پس يك فرد هم نمىتواند به فرد ديگر محبت داشته باشد ( 1 ) . همهء محبتها نوعى سودجويى است به صورت غيرخواهى : آنچه ما مشاهده مىكنيم و محبت مىخوانيم نوعى خودپرستى و سودجويى است كه بدان صورت تجلى كرده است . در صفحهء 12 مىگويد : به عقيدهء هابز عدالت قبل الاجتماع وجود ندارد : در اين وضع ( قبل از اجتماع ) افراد آدمى نسبت به يكديگر مثل گرگند . منظور هابز اين نيست كه افراد پيوسته به كشمكش با هم مشغولند اما منظورش اين است كه پيوسته قصد تعرض به يكديگر دارند و پيوسته در ناامنى و خطر حملهء ديگرى بسر مىبرند و هيچ كس از خطر ديگران ايمن نيست . در چنين وضعى تصور خوب و بد و ظلم و عدل وجود ندارد ، چه ظلم و
هامش
( 1 ) ترجيح بلامرجح