16 . در صفحهء 44 از جلد 3 در باب عدل مىگويد كه آنها اول كليات عدل و ظلم را دربارهء خداوند از قرآن اقتباس كردند و بعد به انسان مثال زدند و از عدل الهى نتيجه گرفتند چند چيز را :
الف . خلقت غرض دارد و هدف .
ب . خداوند امر به شر نمىكند .
ج . خداوند خالق افعال عباد نيست .
بعد مىگويد : از نظريه اول يعنى اينكه خلقت معلَّل به غرض است ( و امر شارع هم معلَّل به غرض است ) دو نظريه نتيجه گرفتند :
يكى نظريهء صلاح و اصلح كه فعل حق بايد حتماً مطابق صلاح بلكه اصلح به حال عباد باشد ، دوم حسن و قبح عقلى .
در صفحهء 46 ايرادات مخالفين را ذكر مىكند به دليل بى نظمىهاى عالم ! ! ! بعد در صفحهء 47 نظريهء حسن و قبح را ذكر مىكند و مثال مىزنند به صدق و كذب و عدل و شجاعت و كرم و ظلم و جبن و بخل و امر به حفظ اموال و نفوس و نهى از قتل و سرقت . مثال مىزنند براى عقل به حسن انقاذ غريق و حسن صدق نافع و قبح كفران نعمت .
دليل معتزله يكى به ادراكات غير متشرعه و ادراكات ازمنهء قبل از شارع است و ديگر به مسئلهء لزوم تدبر در معجزه ( ص 48 ) .
اشاعره به تغير حسن و قبح به حسب عناوين مختلف و به حسب تغير زمان استدلال مىكنند .
در صفحهء 63 مىگويد : معناى نظريهء وعد و وعيد اين است كه ثواب بر طاعات به موجب وعده ها و عقاب بر معاصى به موجب وعيدها حتمى و غيرقابل تخلف است .
آنها مىگفتند ايمان شامل عمل هم هست و بعضى معاصى كبيره در حد كفر است و بعضى كبائر در اين حد نيست و در عين حال مؤمن هم نيست ، پس منزلتى است بين منزلتين .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٦