لشدة عدله » ، دشمن طاووس آمد پرّ او . او از آن جهت ميزان بود كه كاملًا موزون بود ، شخصيت جامع بود كه گفتند : جمعت فى صفاتك الاضداد . اتفاقاً كمال از جمع و تأثير اضداد پيدا مىشود . هر اندازه كه صفات متضاد بيشترى داشته باشد كاملتر و جامعتر است . هم عادل اخلاقى بود و هم عادل اجتماعى . رجوع به ورقهء عدالت على .
9 . در روح نيز مانند بدن مزاج و اعتدال هست ، و نيز در روح نيز مانند ظاهر بدن جمال و تناسب هست . اگر مزاج روحى به هم بخورد مانند مزاج بدنى انحراف و بيمارى پيدا مىشود . اگر كسرى در يك ماده يا اضافه در مادهء ديگر پيدا شود تعادل مزاج بهم مىخورد و آشفتگى پيدا مىشود ، ناهموارى و ناموزونى پيدا مىشود .
10 . در اجتماع نيز مانند روح و بدن بايد تعادل برقرار باشد از لحاظ همهء حقوق و مواهب و از لحاظ وظايف و حقوق و از لحاظ كار و حق ، و اگر نه ناهموارى پيدا مىشود . مثلًا مناصب بايد على السويه تقسيم شود بر خلاف آنچه در زمان عثمان پيدا شد كه ميان خويشاوندان عثمان تقسيم شد . احترامات بايد مساوى باشد و لهذا پيغمبر حلقه مىنشست و اجازه نمىداد كه جلو پايش بلند شوند ، چون مخصوص او بود به تبع ايرانيان كه براى رؤساى خود اينطور عمل مىكردند و لهذا پيغمبر فرمود : * ( ان الله يكره من عبده ان يراه متميزاً بين اصحابه . ) * و لهذا تنابز به القاب جايز نيست . القاب هم كه تقسيم مىشود ، در جامعه هاى منحرف غيرعادلانه توزيع مىشود يكى حضرت مستطاب اجلّ ارفع عمدة الچى و الچى و يكى حسن كچل و حسين كور و تقى سه كله و نقى چهارپاست . اينها همه دليل بر ناهمواريها و پست و بلندىهاست . معناى اينكه كرامت به علم است و تقوا اين است كه اينها امورى است كه به مسابقه گذاشته شده كه در قرآن امر به مسابقه هست و در مسابقه نمره با برنده است . اما امورى كه كسى با عمل و فعاليت برنده نشده نبايد امتياز داشته باشد . معنى
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٤