در اينجا از عدل محمود هم سخن رفته است كه مىگويد :
جهاندار محمود شاه بزرگ
به آبشخور آرد همى ميش و گرگ
اصلًا خود همين مداحيها به هر صفتى باشد مظهر بهم خوردن عدل اجتماعى است .
عدل
1 . تأثير ناهمواريهاى اجتماعى در ناهمواريها و آشفتگيهاى روحى و جنايات اخلاقى و عقده ها و اينكه منشأ جنايات ، نبودن عدالت است . ( رجوع به دفتر 89 و به نمرهء 57 و به دفتر 86 نمرهء 97 ) 2 . زندگى اجتماعى ، عدالت اجتماعى و فرق بين عدل و مساوات و اينكه عدل تسويه به حسب استحقاق است . ايضاً فرق بين لذت و سعادت و تشبيه سعادت فرد و سعادت جامعه به لذت و سعادت فرد .
3 . قرآن نام فساد اعمال و اخلاق را ظلم به نفس مىخواند . در دفتر 93 ، شمارهء 16 گفتيم كه علت اين امر چيست و اينكه واقعاً قسمتى از وجود آدم بر قسمت ديگر از وجودش جور و اجحاف مىكند و اينكه گناه بهم خوردن تعادل فردى است و اين يك وجه شبه بين فرد و جامعه است . اينجا هم واقعاً جامعه خودى دارد و ظلم به نفس مىكند واقعاً . فرق بين لذت و سعادت و تشبيه فرد و جامعه به سعادت و لذت .
4 . عدل باشد پاسبان كامها نى به شب چوبك زنان بر بامها ( 1 ) 5 . ظلم و آثار آن ، مخصوصاً : * ( و اجعل ثارنا على من ظلمنا ، الملك يبقى مع الكفر و لايبقى مع الظلم . . .
هامش
( 1 ) مثنوى ، ص 343