تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
خلق شده است و به تنهايى ادامهء حيات براى او امكان پذير نمىباشد . اينها شبيه است به آنچه شيخ در اشارات و شفا گفته است ، لكن سخن شيخ از آن جهت كه عبادت را پشتوانهء قانون معرفى كرده كاملتر است .

عبادت و دعا

رمضان 90 در حسينيهء ارشاد از شب 21 تا 25 رمضان 1 . بحثى دربارهء كلمهء احياء كه به معنى زنده كردن است . زنده كردن شب يعنى چه ؟ آيا زمان ، زندگى و مردگى دارد ؟ آرى ، زمان زندگى و مردگى دارد . زمان هركس مخصوص خود اوست و خارج از وجود او نيست . زندگى و مردگى شب هركسى عبارت است از زندگى و مردگى خود او در آن شب . دل و روح انسان حياتى دارد از ياد خدا : * ( ان الله تعالى جعل الذكر جلاء للقلوب . . . ) * حديثى است در مصباح الشريعه ( بحثى دربارهء اين كتاب و دربارهء فضيل بن عياض ) كه : * ( العبودية جوهرة كنهها الربوبية ) * . مقصود اين نيست كه ظاهر عبوديت بندگى است و كنه و باطنش خدايى است ، مقصود اين است كه نهايتش خداوندگارى است . اين خداوندگارى و تسلط و قدرت مراتب و مراحلى دارد . اولين مرحلهء تسلط ، تسلط اخلاقى در حد نيازهاى اجتماعى است . عبادت به حكم آنكه روحش تذكر است ، شعور و آگاهى نفس را نسبت به ذات حق به عنوان چشمى بينا و ناظر و مراقبى حاضر بيدار مىكند ، همانطور كه على عليه السلام به مالك اشتر فرمود : * ( فانك فوقهم و والى الامر عليك فوقك و الله فوق من ولَّاك . ) * فلسفهء عبادت اين است كه همواره انسان در يادش باشد كه بنده است و مكلَّف است و چشم بينايى در فوق وجود دارد ، و از اين نظر