تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
نيست در دايره يك نقطه خلاف از پس كذاو پيش كه من اين مسأله بىچون و چرا مىبينم
[ در تناقض است . ] اين هم تناقض نيست . مقصود اين است كه اين خطاها مربوط است به ديد محدود و ناقص نه به ديد كامل . درحقيقت حافظ به دو گونه بينش و دو گونه نظر معتقد است : نظر وسيع و از بالا و نظر محدود و از پايين ، نه به نظر دقيق و نظر لاى سبيلى . همچنين ميان اين شعرها كه جبرى است :
مرا به خوردن مىآن فضول عيب كند كه اعتراض بر اسرار علم غيب كند بر عمل تكيه مكن خواجه كه در روز ازل تو چه دانى قلم صنع به نامت چه نوشت
با اين اشعار :
روى جانان طلبى آينه را قابل ساز ورنه هرگز گل و نسرين ندمد زآهن و روى به سعى كوش اگر مزد بايدت بودن كسى كه كار نكرد اجر رايگان نبرد سعى نابرده در اين راه به جايى نرسى مزد اگر مىطلبى طاعت استاد ببر
[ در تناقض است . ] مىگويد ( ص 3 ) : عشق مجازى با عشق حقيقى ، شراب انگورى با باده بيخودى ، يأس از وصل با اميد كامل ، اظهار عجز از بيچارگى و تنگدستى و دعوى تصرف در كون و مكان ، خرده بر عالم هستى گرفتن و معماى وجود را تصادفى دانستن با اعتراف به نظام كامل كه يك ذره خلاف و تضاد وجود ندارد ( نتوان پذيرفت ) كه همه