تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ذهنى است ، نظير چيزهايى است كه انسان در خواب مىبيند كه تجلى ديده هاى روز است . آرزوهاى خلود نيز جلوه واقعيت ملكوتى نامتجانس ما با طبيعت است . مولوى مىگويد :
بشنو از نى چون حكايت مىكند از جداييها شكايت مىكند كز نيستان تا مرا ببريده اند از نفيرم مرد و زن ناليده اند سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق
ايضاً او مىگويد :
پيل بايد تا چو خسبد اوستان خواب بيند خطه هندوستان خر نبيند هيچ هندستان به خواب كو ز هندستان نكرده است اغتراب ذكر هندستان كند پيل از طلب پس مصوّر گردد آن ذكرش به شب
حافظ ( علاوه بر اشعار اشاره شده بالا ) در يك مثنوى كه به نام « آهوى وحشى » در آخر ديوانش ( ص 354 ) ذكر شده ، مىگويد :
الااى آهوى وحشى كجايى مرا با توست چندين آشنايى دو تنها و دو سرگردان دو بىكس دد و دامت كمين از پيش و از پس
رجوع شود . مسأله ديگر اصل « * ( لا يسعنى ارضى و لا سمائى و لكن يسعنى قلب عبدى المؤمن ) * » است . حافظ يك جا مىگويد :
دلم رميده لولى وشى است شورانگيز دروغ وعده و قتّال وضع و رنگ آميز