رضا به داده بده وز جبين گره بگشاى
كه بر من و تو اختيار نگشادست
( ر . ك : كاخ ابداع ، صفحات 99 . . . ) 7 . هنرفروشى :
ر . ك : كاخ ابداع ، ص 125 - 127 8 . نفى عبادت و تحقير آن و ترجيح ميگسارى بر نماز و روزه و حج و امثال اينها :
اين گونه شعر در زبان عربى و فارسى كه مفاهيم اخلاقى و دينى و مذهبى در جنب لذتجويى و كامگيرى تحقير شده باشد و به مسخره گرفته شده باشد به طور جدى ، هم در اشعار عربى هست و هم در فارسى . در دوره اسلامى به طور قطع از يزيد آغاز شده است و آنچه كه فرنگيها آن را اپيكوريسم مىنامند ما بايد يزيدىگرى بناميم . آيا حافظ به يزيدىگرى دعوت مىكرده است ؟ خصوصاً باتوجه به اول ( 1 ) غزل ديوان حافظ كه مصراعى از آن اقتباس از يزيد است ( رجوع شود به ورقه « حافظ و شعر يزيد » و ورقه « حافظ و مىپرستى و اقتباس از يزيد » و رجوع شود به ورقه « حافظ ، عبادت ، عشق » ) .
از جمله اشعار در اين مضمون :
بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد
هلال عيد به دور قدح اشارت كرد . . .
9 . تحقير علم در مقابل عياشى ( مقايسه با عبيد زاكانى و ابوحيان توحيدى ) :
هامش
( 1 ) [ اولين ]