گفتم آه از دل ديوانه حافظ بىتو
زير لب خنده زنان گفت كه ديوانه كيست
من مىگويم حتماً زن شوهردارى هم بوده است ! زيرا در همين غزل است :
يا رب اين شمع دل افروز ز كاشانه كيست
جان ما سوخت بپرسيد كه جانانه كيست
5 . كارمندى دولت و بىاعتنايى به زن و بچه :
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد
وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد
6 . جبريگرى :
مكن در اين چمنم سرزنش ز خودرويى
چنان كه پرورشم مىدهند مىرويم
من اگر خارم اگر گل چمن آرايى هست
كه به هر دست كه مىپروردم مىرويم
در پس آينه طوطى صفتم داشته اند
آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم
فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد
ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض
ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود
در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود
كان شاهد بازارى وين پرده نشين باشد