آنها مرا معصيت كنند و من آنها را ببخشم .
خودِ رفتن به دنبال خدا و كمال اخلاقى معلول وجود نفس اماره است ، يعنى در حقيقت انسان از وجود نفس و شيطان استفاده مىكند و به سوى خدا به عنوان يك تكيه گاه مىرود .
مىگويند عمده ترقيات علمى و شايد اخلاقى و ادبى بشر مرهون رقابتها و عداوتها و جنگهاست .
پيشرفت تمدن مولود جنگهاست ، غالب اختراعات مفيد مولود هيجاناتى است كه جنگها به وجود آوردهاند ( 1 ) در سخنرانيهاى راديويى به مناسبت وفات امام موسى بن جعفر عليه السلام راجع به فوايد مصائب و بلايا بحث كردهايم ، رجوع شود به آنجا ( 2 ) و به ورقه هاى « بلايا و مصيبتها » .
به طور كلى وجود شيطان براى تضاد اين عالم مفيد است . اگر شيطان و وساوس شيطانى نبود ، كمالات الهى و رحمانى هم نبود .
پس آنچه بد است و گناه است نسبى است ، از نظر شخص گناه كننده بد است نه از نظر مصالح كلى .
در جزوه حكومت جهانى واحد بازرگان ، صفحه 32 مىگويد :
حال دورانى را در نظر بگيريم كه زير سايه حكومت جهانى واحد در اثر زوال جنگ و كشتار و برقرارى نظم مشترك ، تمام
هامش
( 1 ) شاهكارهاى بشرى به طور كلى ناشى از هيجانات شديدى است كه در روح بشرپيدا شده . يك روح آرام و عادى و بىهيجان نمىتواند شاهكار خلق كند . اين هيجانهاى شديد يادر اثر عشق پيدا مىشود و يا در اثر ضربه مصيبت . آن هم كه در اثر عشق پيدا مىشود ، عشق به تنهايى اگر مقرون به فراق و جدايى يا علاقه به رقيب و بىوفايى نباشد تلطيف و سوزان نمىشود . شعرهاى حاكى از وصال چندان لطيف نيست كه اشعار سوزناك فراق . البته عشقهاى مذهبى خيلى شاهكارها ايجاد كرده .
و اماسختيها و شدايد تكانهاى شديد به وجود مىآورد ، به منزله زخمه اى است كه بر ناى وارد مىشود . بسيارى از شاهكارهاى ادبى مولود مصيبت است ، نظير قصيده ابوالحسن تهامى : حكم المنية فى البرية جار . . . يا غزل حافظ : فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش . . .
( 2 ) [ كتاب بيست گفتار ]