* ( الا و ان الشجرة البرّية . . . ) * مىگويند عامل اصلى سعادت بشر ، مطلوب داشتن است و مطلوب داشتن ملازم است با فقدان :
همه عمر تلخى كشيده است سعدى
كه نامش برآمد به شيرين زبانى
تفاوت ( 1 ) جمادات با موجودات زنده در اين جهت [ است ] كه در شدايد ، نيروى باطنى آنها [ يعنى موجودات زنده ] بيشتر ظهور مىكند . حيات ، گرايش به جهت مقاومت در مقابل عوامل مخالف است .
مصائب براى روح ، ورزش است .
حاصل عمرم سه سخن بيش نيست
خام بدم پخته شدم سوختم
* ( ان الله يتعاهد العبد المؤمن كما يتعاهد الرجل اهله بالهدية . ان الله اذا احب عبداً غته بالبلاء غتاً . ) * داستان بعضى مرغان و جوجه هاى آنها دو اكسير قلبِ ماهيت كن : عشق ، بلا
لولا اشتعال النار فى ما جاورت
ما كان يعرف طيب عرف العود
كوتاه ديدگان همه راحت طلب كنند
عارف ، بلا كه راحت او در بلاى اوست
خير و شر - فوايد شرور
1 . يكى از مسائل مربوط به خير و شر فوايد و آثارى است كه بر شرور و ناملايمات بار است ، متقابلًا آثار سوئى بر آنچه خير ناميده
هامش
( 1 ) [ از اينجا تا اول عنوان بعدى ، در نسخه اصل دستنويس يك خط طولى بر روى آن كشيده شده است . ]