تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
در شرايط انحرافى منجر به سياهيها مىشوند ، ايلاج ليل در نهار و ايلاج نهار در ليل مىشود . بس زيادتها كه اندر نقصهاست ( 1 ) ( آيه ابتلاء به خوف و جوع و نقص . . . ) . در مصائب ، پوسته ها و قشرها شكسته مىشود و تعين بهم مىريزد . هر موجودى به حسب مرحله اى كه دارد وضع محافظه كارى دارد كه با ترقى مخالف است . داستان يوسف و زندان :
آمد از آفاق يار مهربان يوسف صدّيق را شد ميهمان كآشنا بودند وقت كودكى بر وسادهء آشنايى متكى ياد دادش جور اخوان و حسد گفت كان زنجير بود و ما اسد عار نبود شير را از سلسله ما نداريم از قضاى حق گله . . . گفت چون بودى تو در زندان و چاه گفت همچون در محاق و كاست ماه در محاق ار ماه نو گردد دوتا نى در آخر بدر گردد بر سما . . . گندمى را زير خاك انداختند پس ز خاكش خوشه ها برساختند بار ديگر كوفتندش ز آسيا قيمتش افزود و نان شد جانفزا باز نان را زير دندان كوفتند گشت عقل و فهم و جان سودمند
هامش
( 1 ) زيبايى توبه بعد از گناه است ، ترقيات بشر مديون جنگها و رقابتهاست ، اگر اختناق نبود آزاديخواهى وجود نداشت ، اگر ظلم نبود عدالتخواهى وجود نداشت .