در شرايط انحرافى منجر به سياهيها مىشوند ، ايلاج ليل در نهار و ايلاج نهار در ليل مىشود . بس زيادتها كه اندر نقصهاست ( 1 ) ( آيه ابتلاء به خوف و جوع و نقص . . . ) . در مصائب ، پوسته ها و قشرها شكسته مىشود و تعين بهم مىريزد . هر موجودى به حسب مرحله اى كه دارد وضع محافظه كارى دارد كه با ترقى مخالف است .
داستان يوسف و زندان :
آمد از آفاق يار مهربان
يوسف صدّيق را شد ميهمان
كآشنا بودند وقت كودكى
بر وسادهء آشنايى متكى
ياد دادش جور اخوان و حسد
گفت كان زنجير بود و ما اسد
عار نبود شير را از سلسله
ما نداريم از قضاى حق گله
. . . گفت چون بودى تو در زندان و چاه
گفت همچون در محاق و كاست ماه
در محاق ار ماه نو گردد دوتا
نى در آخر بدر گردد بر سما
. . . گندمى را زير خاك انداختند
پس ز خاكش خوشه ها برساختند
بار ديگر كوفتندش ز آسيا
قيمتش افزود و نان شد جانفزا
باز نان را زير دندان كوفتند
گشت عقل و فهم و جان سودمند
هامش
( 1 ) زيبايى توبه بعد از گناه است ، ترقيات بشر مديون جنگها و رقابتهاست ، اگر اختناق نبود آزاديخواهى وجود نداشت ، اگر ظلم نبود عدالتخواهى وجود نداشت .