خودش فرمود : * ( و انّا لامراء الكلام تنشّبت فينا عروقه و تهدّلت علينا غصونه ) * و درباره آن حضرت و خاندان طهارت گفته شده : « و هم خطباء المنابر و امراء العساكر . » نظر دوم از آن جهت است كه خطبه و خطابه جزء دستورهاى دين و عبادات است و اين خيلى عجيب به نظر مىرسد . يكى از اين نظر كه چگونه ممكن است در اسلام خطابه جزء يكى از اركان عبادات باشد ، ديگر اينكه پس چرا ما تا به حال نشنيدهايم ؟ مىگويم ولى به هر حال هست ، اين حقيقتى است كه هست . و آن در نماز جمعه است كه دو خطبه يعنى خطابه دارد كه به نص دستورهاى دينى جانشين دو ركعت است . بنابراين بايد اشاره اى به جمعه بكنم تا خطابه جمعه هم معين شود . اما جمعه نمازى است دو ركعت در روز جمعه به جاى نماز ظهر ، يعنى همان نماز ظهر روز جمعه است كه كيفيتش با ساير نماز ظهرها فرق دارد از جهاتى : يكى اينكه اقامه اش و شركت در وى واجب است تا شعاع دو فرسخ ( 1 ) ، ديگر اينكه در فاصله يك فرسخ جايز نيست دو نماز جمعه اقامه شود ، سوم اينكه چهار ركعت در آن روز تبديل مىشود به دو ركعت و به جاى دو ركعت ديگر دو خطابه ايراد مىگردد يعنى بايد ايراد گردد . در حديث است كه دو خطابه نماز جمعه جانشين دو ركعت است . در حديث عبدا لله بن سنان از حضرت صادق عليه السلام است :
و انما جعل الجمعة ركعتين لمكان الخطبتين فهى صلوة حتى ينزل الامام . ( وافى ، ج 5 ، ص 165 ، باب وقت صلوة الجمعة و عصرها ) ايضاً وافى ، صفحه 166 :
هامش
( 1 ) و چنان كه بعد در نمره 22 خواهيم گفت ، حتى زندانيها را بايد از زندان بيرون آورد و در جمعه شركت داد .