اختصاصى ايجاد كنند البته اختصاص پيدا مىشود ، اما اگر همه تمكن نداشته باشند درست است كه زحمت اوّلى هدر نيست و موقوف به اجازه اين عاجز نيست اما به حكم اينكه اگر اين شخص عاجز نبود او هم سهمى از اين حق را در مقابل انجام تكليف به خود اختصاص مىداد پس به قدرى كه زندگى او اداره شود در مال آن قادر سهيم است . قرآن صريحاً مىفرمايد : * ( فى اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم . ) * ( اين آيه در دو سوره است ، يكى در والذاريات و ديگرى در معارج . ) رجوع شود به ورقه هاى « انفاق » كه قرآن حق براى فقرا در اموال اغنيا قائل است .
مجموعاً از اينها معلوم مىشود كه چرا اسلام فرمود : * ( ملعون من القى كلَّه على الناس - ) * وسائل رجوع شود به اخبارى كه كسب و كار را لازم و واجب مىشمارد .
مسأله حق تحجير از نظر منطق الهى و مادى و فرضيه اينكه حق مؤخر از اجتماع است :
3 . شايد يكى از مواردى كه نتيجه نظر الهى و مادى فرق مىكند در اولويتهايى است كه صرفاً با تحت تصرف درآوردن مىگويند پيدا مىشود ، نظير حق تحجير در باب احياء موات . مطابق منطق مادى چرا به صرف تحجير كسى ذى حق مىشود مادامى كه توليد نكرده ، و مطابق نظر اسلام هم تحجير و امثال اين به حكم اينكه اين حقوق بالقوه مال همه مردم است تا آن اندازه صحيح است كه مقدمه احياء واقعى و توليد باشد و لهذا در احاديث وارد شده كه اگر كسى در حدود سه سال گذشت و احياء نكرد از او بايد انتزاع شود ( رجوع شود به اخبار باب احياء موات ) . شايد كلام على عليه السلام كه مىفرمايد :
* ( انكم مسؤولون حتى عن البقاع و البهائم ) * ناظر به همين باشد .
نقل از كتاب « حقوق اساسى » قاسم زاده درباره حقوق طبيعى :
4 . در كتاب حقوق اساسى قاسم زاده ، ص 1 مىگويد :
علماى حقوق رُم اين اصل را به صورت ضرب المثل درآورده مىگفتند : حقوق زاييده جامعه بشرى است .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤١