تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
محصولات و فرآورده هاى خودش كه آنها را با كار و زحمت خود تهيه كرده حق اولويت دارد . پس اين فرق بين منطق الهى و منطق غير الهى هست كه در منطق الهى هركسى كه در اين جهان مىآيد حقى بر جهان به طور بالقوه دارد ، همه فرزندان جهاناند و فرزند طبيعتاً بر پدر و مادر حق دارد نه در مقابل مزدى كه بخواهد بعد بدهد ، بلكه فقط به حكم اينكه فرزند جهان است . همان طورى كه در ورقه هاى « اصل عدالت در اسلام » گفتيم ، تعبير خوبى حكما دارند كه مىگويند آباء سبعه و امهات اربعه و مواليد ثلثه . آياتى كه حقوق فطرى را بيان مىكند . حقوق الهى عين حقوق فطرى است : روى اين حساب است كه قرآن مىگويد : * ( خلق لكم ما فى الارض جميعاً ) * يا * ( والارض وضعها للانام ) * يا * ( و لقد مكنّاكم فى الارض و جعلنا لكم فيها معايش قليلًا ما تشكرون ) * و يا مىفرمايد : * ( و لقد كرّمنا بنى ادم و حملناهم فى البر والبحر ) * و امثال اينها . يعنى اين آيه هاى قرآن در حقيقت رابطه جهانى انسان و جهان را ذكر مىكند و پيوستگى « براى » را ذكر مىكند و اگر در جهان ، وجود انسان تقدير نشده بود اين نظام به اين شكل و اين ترتيب نبود يا شايد نظامى نبود ، چون خداوند كه فاعل است غايت ندارد اما فعل غايت دارد ( 1 ) پس ، از نظر اسلام قبل از آن هم كه كسى توليدى بكند يا صنعت انجام دهد يا براى كسى كارى بكند ، بالقوه حقى دارد و همه مردم در اين جهت مساويند و در مقابل ، تكليفى به عهده همه گذاشته كه نه تنها براى همه جايز است و حق است بلكه واجب است از پستان اين مادر بمكند همان طورى كه طفل مىمكد . چيزى كه هست طفل با غريزه مىمكد و انسان در حوزه عقل و اراده بايد كار كند . اين است
هامش
( 1 ) معمولًا نويسندگان جديد نظريه حقوق الهى را در مقابل حقوق فطرى ذكر مىكنند . آنها تصورشان از حقوق الهى حقوق موضوعه تشريعى الهى است و حال آنكه حقوق الهى ملازم با تشريعى بودن نيست ، و حتى چنان كه در فلسفه گفته‌ايم غائيت الهى با غائيت بشرى متفاوت است . ضمناً معلوم مىشود كه اگر راهى كه عدليه باز كردند تعقيب مىشد و به مبانى حقوقى اسلام توجه مىشد ، بسيارى از آيات مثل آيات نامبرده متن كه فعلًا از آيات احكام شمرده نمىشوند معلوم مىشد جزء آيات احكام مىباشند .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 239 | مرتضى مطهرى