عبدا لله بن سباى موهوم را كردند .
و . نهضتها و قيامهاى اسلامى بايد جامع باشد يعنى اولًا بايد لله باشد و ديگر اينكه بايد ، هم اجتماعى باشد و هم فردى ، آن كسى كه نماز نمىخواند نبايد داعيه اصلاح اجتماعى اسلامى داشته باشد ، ديگر اينكه بايد مستقل باشد و تابع جريان ديگرى نباشد .
ز . بايد منطق بر احساسات حاكم و غالب باشد . علت شكست بسيارى از نهضتها اين است كه فقط از احساسات ناشى شده نه از منطق .
26 . آيه كريمه مىفرمايد : بگو شما را به يك چيز توصيه مىكنم و آن اينكه قيام كنيد و تكانى بخوريد اما براى خدا كه هدف شما رضاى حق باشد . رضاى حق يعنى آنچه مايه سعادت واقعى فرد يا عموم است . اين قيام ، جمعى يا فردى باشد . كلمه « مثنى » كنايه است از جمعى . آنگاه به تفكر بپردازيد ، خواهيد دانست كه رفيق شما ديوانه نيست . شما كه در حال نوم و سكون و ركود هستيد و تكانى نخوردهايد و راه نيفتادهايد او را ديوانه مىپنداريد ولى اگر راه بيفتيد و از جا حركت كنيد و افق وسيعترى را مثل او ببينيد خواهيد دانست كه او ديوانه نيست بلكه اعلام خطركن است و اين اعلام خطر بجا هم هست . فرق است بين انذار و اخافه . حمل اسلحه اخافه است و انذار نيست ، اما تاجر غافلى را به عواقب سوء تجارتش آگاه كردن انذار است و اخافه نيست .
اين آيه مىگويد قيام لله باشد يعنى مبدأ جنبش ، خداجويى و خداخواهى و خداپرستى و حق مطلق پرستى كه منشأ همه حقهاست بوده باشد . مبدأ قيامى ممكن است شكم باشد ( قيام گرسنگان و پابرهنگان ) ، ممكن است شهوت جنسى باشد مثل اينكه جوانى در عشق به اصطلاح شكست مىخورد و از ديوار معشوق بالا مىرود و كاردى به معشوق و كاردى هم به قلب خود مىزند يا خودش را از
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٦