عوامل خارجى است و كمتر ابتكار دارد و هر اندازه كه قويتر و عالمتر و عاقلتر باشد بيشتر ابتكار در دست دارد ، مثل ملت انگلستان .
ما الان در وضعى قرار گرفتهايم كه نسبت به بسيارى از امور و ضربتها و فشارها و نسبت به بسيارى از خوبيها كه به طرف آنها برويم و بسيارى از بديها كه بخواهيم طرد كنيم هيچ گونه حساسيت و جنبشى نداريم ( 1 ) ، بى حس و بىحركتيم و در خوابيم و از اطراف خود بىخبر مثلًا نمىدانيم كه چه مسابقه علمى در دنيا هست ، چه مسابقه اقتصادى و سياسى و اجتماعى در دنيا هست . در آيه قرآن است : * ( فاستبقوا الخيرات ) * كه ذيل صدرى است كه از آن مسابقه فهميده مىشود در ميان ملتها . ايضاً در آيه ديگر است : * ( سابقوا الى مغفرة من ربكم ) * . نمىدانيم كه از كجا مىخوريم و چه بديهايى به ما رو آورده و از چه مجارى رو آورده و نقاط ضعف ما چيست ؟ و از طرف ديگر يك سلسله حركتهاى تقليدى كه جنبه رسم و عادت پيدا كرده وتوجه به هدف در آنها نيست نظير عزادارىها و سينه زنىها و زيارتها كه از روح اسلام بىخبريم ( 2 ) و على الرسم كارهايى انجام مىدهيم . و از طرفى هم گاهى يك حركتهايى و عكس العملهايى نسبت به حوادث روز انجام مىدهيم ولى اينها درست نظير حركت مذبوح است كه بىهدف و نقشه و فكر است و مسخره است ، مثل اينكه چندى يك بار عده اى از معممين دور هم جمع مىشوند براى جلوگيرى از آزادى زنها و يا براى جلوگيرى از گاردن پارتى يا عليه كسروى و يا مثل قضيه قيام عليه تهيه فيلم « رسول اكرم » و يا عليه منجمى كه گفته فلان روز اول ماه شوال است و امثال اينها .
هامش
( 1 ) يعنى ما فاقد ابتكار و پيش بينى هستيم و هميشه دنبال حوادث واقع شده و در حالت دفاعى ضعيفى هستيم ( ولا تتخوف قارعة حتى تحل بنا ) بلكه گاهى حتى حركت انعكاسى هم نداريم .
( 2 ) به طور مثال ما هر سال از يك فاجعه اسلامى يعنى حادثه كربلا اظهار تأثر مىكنيم اما حوادث كربلايى بر ما گذشت مثل حادثه اندلس و ما را پشه نگزيد .