تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
غير باعث برآن باشد ، پس بايد عمل اجتماعى را دسته جمعى انجام داد ، هدفهاى اجتماعى را نمىتوان فردى انجام داد . ما در اسلام دستور تعاون داريم و البته وقتى كه منافع مادى فردى بدون اشتراك مساعى تأمين نشود يا به خوبى تأمين نشود ، به طريق اولى مصالح اجتماعى احتياج دارد به تعاون و همكارى . على عليه السلام جمله اى دارد كه مىفرمايد : احدى حق ندارد كه ادعا كند ما فوق همكارى و تعاون است و وظيفه او تكروى است و احدى را نيز نمىتوان دون همكارى دانست : * ( وليس احد و ان عظمت فى الحق منزلته . . . ) * در مشهد گفتم كه من كلمه جنبش را انتخاب كردم نه كلمه قيام يا نهضت ، چون اين دو كلمه بوى جنجال مىدهد . اين را در اينجا نيز مىگويم و توضيح مىدهم كه در ميان ما شعور به يك نوع جنبشها و نهضتها تا اندازه اى در ميان مردم بيدار شده - لااقل در ميان يك طبقه - و آن قيام عليه ظلم است ولى شعور به بسيارى از جنبشهاى ديگر هنوز پيدا نشده و حال آنكه تا آنها پيدا نشود عليه ظلم و ظالم نيز نمىشود قيام كرد . مثلًا هنوز شعور جنبش عليه گناه پيدا نشده و حال آنكه تسلط ظلمه معلول شيوع مفاسد و گناهان است ، يا آنكه شعور جنبش عليه جهل هنوز در مردم پيدا نشده و نمىدانند كه امروز چه مسابقه علمى در جهان هست ، شعور به مبارزه عليه فقر در مردم ما پيدا نشده و نمىدانند چه مسابقه اقتصادى در دنيا پيدا شده و همچنين شعور جنبش عليه بيمارى كه همه اينها لازم و ضرورى است . همه اين جنبشها در دنياى غير مسلمان پيدا شده و ما مصداق « طول هجعة » هستيم . به همين دليل كه ما جنبش نداريم محكوميم كه مغلوب و منكوب باشيم ، زيرا على فرمود به قيد قسم : * ( اما وا لله ليظهرن هؤلاء القوم . . . ) * به دليل تند جنبيدن آنها و كند جنبيدن شما . پس در مقابل