21 . نفس اماره ( 1 ) . در اينجا چند بحث است :
الف . ظاهراً اصطلاح نفس اماره ، اولين بار از طرف قرآن به كار برده شده است .
ب . لغت « امّاره » صيغه مبالغه از امريت است كه با اقتدار و سلطه كامل و ديكتاتورى فرمان مىدهد .
ج . انسان با اينكه يك واحد است ، مراتب وجودش بعضى بر بعضى حكومت مىكنند . مثال خوردن ، حسادت ، خشم ، شهوت .
د . چرا انسان هنگام حكومت عقل احساس موفقيت و هنگام حكومت نفس احساس شكست مىكند ؟
ه . عمده اين است كه بدانيم علت تسلط و طغيان نفس با اينكه به حسب طبع محكوم آفريده شده است [ چيست ] يعنى عمده اين است كه بدانيم جريان طبيعى ، حكومت عقل بر نفس است و چرا نفس عليه عقل طغيان مىكند . از نظر فرويديستها علت اصلى يك چيز بيشتر نيست و آن ظلم به نفس و محروم كردن او از حق مشروع خود است . از نظر ما اين يك علت است . علت دوم ، بيش از حد احتياج غذا رساندن است . محروميت طغيان مىآورد . سلمان گفت :
نفس اگر به قدر حاجت ارضاء نشود اطاعت نمىكند ، كارگر و زيردستى است كه در اثر ظلم كارفرما علم طغيان برمىافرازد . اين اصل مورد قبول ماست . فرويديستها مخصوصاً محروميت جنسى را خيلى خطرناك مىدانند ، از نظر گريز شعور باطن كه گاهى تصعيد مىشود ولى گاهى انفجار توليد مىكند .
اما قسمت دوم ارضاء زياد است . اينجاست كه ما با فرويديستها اختلاف داريم .
به عقيده ما از لحاظ حوايج طبيعى ، انسان مثل چاههاى نفت است كه گاهى گاز داخلى آنقدر فشار مىآورد كه بايد خارج كرد و به آتش داد ولى اين آتش را هرگز با طعمه زياد دادن نمىتوان سير كرد .
22 . ويل دورانت در جلد 12 تاريخ تمدن مىگويد : حجاب در
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « تزكيه نفس » .