تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
دختر مدرسه انتقاد مىكرد و مىكند ، اما زن بيچاره خودش را با چند فرزند طلاق داد و دختر ديپلمه گرفت . عدم امنيت و حجاب : 17 . درباره علت حجاب كه در گذشته بحث كرديم ، بعضى مىگويند علت و فلسفه حجاب ناامنى بوده در قديم . در جوامع قديم هر كسى هر چيز نفيسى داشت مجبور بود مخفى كند و اگرنه چون قانون و امنيت وعدالتى نبود ، متنفذين ، ملوك الطوايف ، شاهان و شاهزادگان و حتى كدخداها و اربابها به زور آن را از چنگالش مىربودند ، خصوصاً در مواقعى كه كشورى از طرف ديگران احتلال مىشد ( داستان دو امريكايى كه در قطار يك خانم ايرانى را مىخواستند به زور ببرند و يك طلبه عرب دخالت كرد و مانع شد ) . در ايران قديم چنان كه از سخنان كنت گوبينو در كتاب سه سال در ايران برمىآيد ، چنين وضعى حكمفرما بوده است . مردم از ترس شاهزادگان و شايد حتى موبدان چاره اى نداشتند از اينكه زنهاى خود را - خصوصاً اگر قابل توجه باشند - قايم كنند . حتى داستانى به انوشيروان و يك سرهنگ نسبت مىدهند ( 1 ) . در زمان ظل السلطان همچنين وحشتى بر اصفهان حكمفرما بود . مىگويند اكنون كه اينچنين وحشتى وجود ندارد ، علت ندارد حجاب كه منظور از آن پنهان كردن زن است وجود داشته باشد . جواب اين اشكال هم واضح است كه فلسفه حجاب در اسلام چنين چيزى نيست . در جاهليت عرب اين ناامنى وجود نداشته است . بعلاوه اسلام نمىگويد زن را قايم كنيد . قايم كردن زن غير از حجاب اسلامى است . حجاب و حق طبيعى زن : 18 . اشكال عمده اى كه بر حجاب مىكنند اين است كه سلب آزادى طبيعى و سلب يك حق فطرى است از زن و بعلاوه سبب ركود و تعطيل فعاليتهايى كه خلقت در استعداد زن قرار داده است مىشود . خدا به زن نيز ذوق و فكر و فهم و هوش و استعداد داده است
هامش
( 1 ) داستان « اذان نيمه شب » [ در كتاب داستان راستان ] از اين نمونه است .