تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
39 . كرشمه تو شرابى به عاشقان پيمود كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد 40 . چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد من نه آنم كه زبونى كشم از چرخ فلك 1 . گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد كه خدمتش چو نسيم سحر توانى كرد 2 . به صدق كوش كه خورشيد زايد از نفست كه از دروغ سيه روى گشت صبح نخست 3 . زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه رند از ره نياز به دارالسلام رفت 4 . ساقى به بىنيازى رندان كه مىبده تا بشنوى ز صوت مغنّى هوالغنى 5 . سوزدل ، اشك روان ، ناله شب ، آه سحر اين همه از نظر لطف شما مىبينم 6 . در دايره قسمت ما نقطه پرگاريم لطف آنچه تو انديشى حكم آنچه تو فرمايى فكر خود و رأى خود در عالم رندى نيست كفر است در اين مذهب خودبينى و خودرايى .
پير و مرشد :
7 . حافظ از دست مده صحبت آن كشتى نوح ورنه طوفان حوادث ببرد بنيادت .
توحيد در عبادت :
8 . فراق و وصل چه باشد رضاى دوست طلب كه حيف باشد از او غير او تمنايى 9 . سر به آزادگى از خلق برآرم چون سرو گر دهد دست كه دامن ز جهان درچينم 10 . غبار راه طلب كيمياى بهره ورى است غلام دولت آن خاك عنبرين بويم
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 107 | مرتضى مطهرى