تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
25 . بر آستانه ميخانه هركه يافت رهى ز فيض جام جم اسرار خانقه دانست هر آن كه راز دو عالم ز خط ساغر خواند رموز جام جم از نقش خاك ره دانست 26 . كدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست صفاى همت پاكان و پاك دينان بين 27 . زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت كان كه شد كشته او نيك سرانجام افتاد .
وقت و فرصت :
28 . قدر وقت ار نشناسد دل و كارى نكند بس خجالت كه از اين حاصل اوقات بريم 29 . خواب و خورت ز مرتبه خويش دور كرد آنگه رسى به خويش كه بىخواب و خور شوى .
قرآن كريم :
30 . صبح خيزى و سلامت طلبى چون حافظ هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم 31 . دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 109 | مرتضى مطهرى