كه داراى شعور باطن است با روح نبات فرق دارد ، اين افسردگى و محروميت موجب بيماريهاى روانى و جنايتها و فساد اخلاقها مىگردد .
شكفته شدن غرايز طبيعى جوانى و ناشكفته ماندن غرايز عالى :
يك نوع شكفتگى ، شكفتگى غريزى و طبيعى حيوانى است كه كم و بيش در همهء افراد در اثر عوامل طبيعى پيدا مىشود . چون عوامل شكفتگى هر استعداد متناسب با خود اوست و عوامل طبيعى همه جا كم و بيش موجود است .
ناشكفته ماندن استعدادهاى علمى ، دينى ، جمال و ظرافت :
اين استعدادها دير يا زود در همه كس شكفته مىشود بر خلاف استعدادهاى علمى و اخلاقى و دينى و زيبايى و ظرافت و غيره كه [ عوامل شكفتگى آنها ] در همه جا موجود نيست . محيطهاى علمى از مدرسه و دانشگاه و محيطهاى مذهبى از مسجد و محفل دينى و محيطهاى تربيتى و موزه ها و سفرها و ديدن مظاهر لطف طبيعت و مظاهر ذوق انسانى ، عوامل شكفته شدن استعداد زيبايى و ظرافت انسان است .
ضمناً دانسته شود كه اگر عوامل شكفتگى استعدادى خصوصاً استعدادهاى جسمانى زيادتر و زودتر به كار بيفتد ، قبل از وقت انسان استعدادهايش مىرسد و قوايش تحليل مىرود همان طورى كه اگر گلها را در زمستان در گلخانه به وسيلهء بخارى گرم نگه دارند در همان جا شكفته مىشود و در فصل بهار قوه و نيرويى براى او باقى نمىماند .
خلاصه :
چند مطلب دانسته شد :
1 . روحيهء انسان مانند حيات گلها شكفتگى دارد .
2 . تربيت بايد براساس شكوفانيدن روحيه ها باشد . به همين دليل تربيت مبنى بر ترس مفيد نيست ، بايد مبنى بر شوق و تحريك داخلى و حرارت داخلى باشد .
3 . مقايسهء عوامل شكفتگى گلها و عوامل شكفتگى روحها 4 . دبستان و دبيرستان و دانشگاه و مدارس طلاب و هنرستانها و صنعتگاهها عملًا تا حدى دورهء شكفتگى است و بايد هرچه بيشتر در اين جهت اقدام شود . انسان محروم آن است كه از اين دورهء شكفتگى
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٠