روبرو مىشوند غنچه هايى هستند كه از اول پرپر مىشوند ، بلكه هميشه به حال غنچه بودن مىمانند ، بلكه آثار سوء روحى و پس رانىها و عقده ها در روح آنها پيدا مىشود ( 1 ) و بعدها به صورت جانى و شقى در مىآيند .
رجوع شود به ورقهء « نرمى در معاشرت و تربيت » و به ورقه هاى « معاشرت » .
تربيت و شكفتگى روح ، ماهيت تربيت
روح از نظر اينكه از نوع حيات است و جسمانى التعلق و ممكن الحركة و التكامل است ، خاصيت گل و گياه را دارد كه بايد رشد كند و شكفته شود و بار بدهد . بايد ديد آن عواملى كه سبب شكفتگى گلها و شكوفه ها مىشود چيست ( 2 ) ، و اين شكفتگى چيست ؟ رجوع شود به كتب گياه شناسى . عيناً همين حالت براى روحيه هست . فصل جوانى واقعاً بايد فصل شكفتگى روحيه ها و استعدادها باشد .
دورهء دبستان ، دبيرستان و دانشگاه :
دوران مدرسه و دبستان و دبيرستان و دانشگاه واقعاً دورهء شكفتگى است .
دورهء جوانى و طلبگى :
طلاب علوم دينيه نيز حس مىكنند كه دوران تحصيلشان دورهء شكفتگى و باز شدن و ظهور استعداد آنها بوده ، دورهء خرمى و نشاط بوده است . بهترين و شيرين ترين و روحانى ترين يادگارها را از آن دوره دارند .
بيماريهاى روحهاى نشكفته :
بسيار جاى تأسف است كه طفلى دورهء شكفتگى نبيند ، دورهء دبستان و دبيرستان و دانشگاه يا چيزى شبيه اينها كه موجب شكفتگى روحيه اش بشود نبيند ، به همين دليل افسرده و گرفته مىشود . و به حكم اينكه روح انسان از آن جهت
هامش
( 1 ) مخصوصاً زيان ترسانيدن طفل كه خودش فلسفهء تهديد را نمىداند ، مثل بچه اى كه روى دامن كسى ادرار مىكند و كتك مىخورد و خيال مىكند كه اصلًا نبايد ادرار كند .
( 2 ) ر . ك : ورقهء « تربيت و فطرت »