3 . مدارس بايد جسم و روح و ذهن كودكان را پرورش دهند و ميراث فرهنگى غرب را به آنان بسپارند و جوانان را با واقعيات اجتماعى و اقتصادى زمان معاصر آشنا سازند و آنان را براى كار و زندگى آينده مهيا نمايند .
4 . جوانان بايد براى انجام وظايفى كه خانواده يا انجمن محل يا ملت يا دولت به عهدهء آنها مىگذارد آماده شوند ، تعليمات مدنى در تمام مدارس بايد اجبارى باشد و ادارهء مدرسه به طريقى صورت گيرد كه جوانان بتوانند به طرز مفيد و مؤثرى براى انجام خدمات عمومى مهيا شوند . »
تربيت و اخلاق و هماهنگى
در ورقه هاى « اخلاق اسلامى » گفتهايم كه يك تفاوت بين روح و جسم اين است كه روح يك مرحله از جسم عقب است ، يعنى مرحلهء جنينى روح مرحلهء كمال جسم است . و هم گفتهايم كه يك فرق انسان با ساير مخلوقات اين است كه تكوينش و ترسيم كيان و شخصيتش به دست خودش صورت مىگيرد ، قلم ترسيم و تكوين به دست خود او است . هر موجودى آن است كه هست ، مگر انسان كه آن است كه بخواهد باشد .
هماهنگى ميان عوامل :
اكنون مىگوييم يك نكتهء مهم در تربيت و اخلاق اين است كه بين عوامل تربيت هماهنگى باشد . روحيهء انسان حالت صورت نقاشى را دارد . صورت نقاشى آنگاه درست از آب درمىآيد كه تمام به دست يك نفر صورت بگيرد يا به دست چند نفر كه تربيت يافتهء يك مكتب باشند و هنرشان نيز به يك اندازه باشد يا بعضى تابع بعضى باشند ، يكى استاد باشد ديگران شاگرد .
ضرورت مكتب براى هماهنگى :
اما اگر مكتبى در جامعه در كار نباشد و هماهنگى در ميان نباشد و مجموعاً [ به ] صورت دستگاه واحدِ داراى هدف واحد نباشد بلكه هر نوشته و هر فيلم و هر گفته اى هدفى داشته باشد ، يكى اخلاق بگويد و يكى ضد