ايضاً « * ( الم نشرح لك صدرك . . . » 31 . در جامعهء ما بعضى مقامات مذهبى عظمت خود را حفظ كرده است كه چه شرايطى دارد ، مثلًا مقام افتاء و مرجعيت . اما تبليغ كه در همان حد است به جايى رسيده كه يك آواز گرم كافى است كه انسان را از مقام مداحى به مقام عمدة الواعظين با استناد به صدرالواعظين و لسان الذاكرين برساند .
32 . برخى تبليغها براى آگاهى و اطلاع است ، يعنى رسالت در حد اطلاع و آگاهى تمام مىشود . تبليغات بازرگانى از اين قبيل است . برخى يك مقدارى بالاتر است ، استدلال و اقناع عقلى هم لازم است ، مثل استدلالهاى اخلاقى فلسفى و اجتماعى فلسفى . اما برخى ديگر علاوه بر همهء اينها براى ايجاد علاقه و ايمان و گرايش و كشش و ايجاد حس گذشت و فداكارى است .
در تبليغ نوع اول ، مبلَّغ بايد همهء هنرش در اين باشد كه به چه وسيله مردم [ را ] از وجود كالا آگاه كند ، هنر زبانى و چرب زبانى لازم است . در نوع دوم علاوه بر لَسِن بودن ، قوّت منطق و استدلال و اقناع لازم است و در نوع سوم ايمان قلبى كه : نالهء مرغ گرفتار نشانى دارد - نه گرفتار بود هر كه فغانى دارد . * ( امن الرسول . . . ) * بايد پيام دل باشد كه به دل برسد . پيام زبان به گوش مىرسد ، پيام عقل به عقل مىرسد و پيام دل به دل .
اين است كه از مهمترين شرايط مبلَّغين مذهبى ، كمال ايمان و اعتقاد و تأثر خود آنهاست و الَّا اثر معكوس مىبخشد .
تبليغ و دعوت
راجع به اينكه بسيارى از تبليغها اثر معكوس مىبخشد ، رجوع شود به ورقه هاى « ايمان به گفته هاى پيغمبر يا به آثار گناهان » .
رجوع شود به ورقه هاى « عنصر تبليغ در نهضت حسينى » و ورقه هاى « راه و روش تبليغ » .