تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
حيات يك عارضهء استثنايى است و مؤخر است از ممات و يا كار به عكس است ، همان طورى كه حاجى مىگويد : بل جعل القوم اولوا الفطانة - عناصراً كحجر المثانة . 27 . اولين بحث در اينجا اين است كه ما دو نوع بينش و ديدن داريم : بينش علمى و فكرى مبنى بر مشاهدات و تجربيات حسى و علمى و يا مبنى بر تفكرات فلسفى و عقلانى ، و يك نوع بينش الهامى و اشراقى . حتى مىتوان گفت كه بينش اول نيز دو نوع است . نوع حسى و علمى تجربى خالص با نوع بينش فلسفى و عقلانى متفاوت است . 28 . يك نوع سعهء نظر در جهان بينى اين است كه انسان درك كند كه جهان از رحمت آمده و به رحمت برمىگردد ، « ظهرالوجود ببسم الله الرحمن الرحيم » . شيخ رئيس در نمط هشتم اشارات مىگويد : . . . واستوسع رحمة الله . صدرا در مباحث خير و شر و عشق مىگويد : انّ لاهل الخير غبنة عظيمة . شاعر مىگويد ( دفتر شمارهء 7 ) :
آنِ خداى دان همه مقبول و ناقبول من رحمة بدا و الى رحمة يؤل از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق اين است سرّ عشق كه حيران كند عقول
در ذيل خطبهء 189 از نهج البلاغه : * ( ثم ان الله سبحانه بعث محمداً صلى الله عليه و آله بالحق حين دنا من الدنيا الانقطاع و اقبل من الاخرة الاطلاع . . . ) * ابن ابى الحديد بيانى دارد كه مىرساند نظر مولى از اين جمله ( و مشابهاتش ) نزديك بودنِ به آخر رسيدن دنياست . اين مطلب قابل مطالعه است هم از لحاظ اين خطبه و هم خطبه هاى مشابه اين تعبير : « * ( ان الدنيا قد ادبرت و اذنت بوداع و ان الاخرة قد اقبلت و اشرفت به اطلاع ) * » و هم از نظر آياتى از قرآن كه تعبير « * ( اقتربت الساعة ) * » دارد و هم از نظر احاديث اشراط الساعة و بلكه مسألهء ظهور حضرت حجت و رابطه اش با پايان جهان ، از همهء اين نظرها راجع به