تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
غابه به ، و كيف يذمه بذنب . . . ) * راجع به جملهء دوم : * ( و انما ينبغى لاهل العصمة . . . ) * بايد بگوييم اين جمله حكايت مىكند از يك نظر وسيع و بزرگ و بزرگوارانه . على مىفرمايد دربارهء اهل معصيت عكس العمل نشان بدهيد ولى عكس العمل شما از نوع عكس العملى باشد كه دربارهء بيچارگان و ضعفا و درماندگان انجام مىدهيد به آنها ترحم كنيد ، از روى مهربانى دستگيرى نماييد زيرا منشأش جهل و عجز و ضعف است . على مثل اين است كه منشأ گناهان را بيچارگى و ضعف مىداند ، اما ضعف روحى . در اينجا از دو ناحيه بايد مطلب را نگريست : از ناحيهء اخلاقى و از ناحيهء اجتماعى . ناحيهء اخلاقى و اجتماعى غير از ناحيهء فردى و عمومى است . مقصود اين است كه يك وقت از ناحيهء احساسات شخص خود ما دربارهء او حساب مىكنيم ، يك وقت از اين ناحيه است كه مصلحت اجتماع دربارهء كسانى كه جنايتى مرتكب مىشوند چيست چون تنها آن جانى زندگى نمىكند ، ديگران هم زندگى مىكنند . از نظر اجتماعى جانى را بايد مجازات كرد . مجازات تنها براى شخص جانى نيست كه بگوييم به جاى مجازات اصلاحش مىكنيم . اجتماع بايد نشان بدهد كه فلان جنايت فلان عكس العمل را از طرف اجتماع پشت سر خود دارد تا افرادى كه فقط به موجب عامل ترس مرتكب جنايت نمىشوند ، نشوند . اگر تمام افراد برسند به آنجا كه احتياجى به عامل ترس نداشته باشند ، بدون عامل ترس هم يعنى از روى فهم و درك و تربيت جنايت نمىكنند ، در اين وقت البته بايد مجازات الغا بشود و تربيت جاى آن را بگيرد . البته مقصود اين نيست كه آن وقت تربيت جاى آن را بگيرد . تربيت و تعليم تا هر اندازه اى كه بتواند جاى ترس را بگيرد بايد پيش برود ، ولى فرض اين است كه مواردى هست كه تربيت از
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 419 | مرتضى مطهرى