تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
يعنى معيارها و مقياسها در نظر آنها عوض شود ، همان كارى كه اسلام كرد . اسلام تنها مردم را به سوى علم سوق نداد ، طرز تفكر و قضاوت آنها را عوض كرد . 6 . درواقع اين عنوان را ما بهانه اى كرده‌ايم كه دربارهء « ايدئولوژى اسلامى » بحث كنيم يا از آن دفاع نماييم . اولًا آيا اسلام ايدئولوژى دارد يا ندارد ؟ ايده يعنى فكر و عقيده و نهايت آرزو . ايدئولوژى يعنى فكرشناسى و عقيده شناسى ، ولى در اصطلاح معنى و مفهوم ديگرى دارد . وقتى كه مىگوييد انسان بايد داراى ايدئولوژى باشد يعنى انسان بايد از لحاظ فكرى داراى يك سلسله معتقدات باشد كه آن سلسله معتقدات مبنا و محور فكرى او براى هدفگيرى به شمار مىرود ، و آن افكار و معتقدات معيار و مقياس ارزيابى او در مسائل مختلف مىگردد . هركس به اعتبارى داراى ايدئولوژى است يعنى يك سلسله افكار و معتقدات در مغز اوست كه محور و مركز ساير فكرهاست همهء خواستها ، تصميمها ، انديشه هايش در حول آن نقطهء مركزى است . ولى آن فكر مركزى كه جنبهء شخصى و خصوصى و فردى داشته باشد ايدئولوژى ناميده نمىشود . مثلًا كسى كه محور و مركز افكارش تن آسايى و عياشى است يا پول جمع كردن و انباشتن است يا تسلط بر ديگران و استكبار است ، نمىتوان گفت داراى ايدئولوژى است . شرايط ايدئولوژيست بودن : به كسى مىشود گفت داراى ايدئولوژى است كه از حدود فكر فردى خارج است و داراى يك فكر و عقيدهء كلى دربارهء جهان و انسان و اجتماع است و خود را موظف مىداند كه در راه تحقق دادن آن عقيده و آن اصل و آن مبدأ كوشش كند ، به اين منظور همفكرها و همعقيده ها پيدا مىكند ، با آنها همكارى و هماهنگى مىكند ، در راه آن عقيده و نشر آن فداكارى مىكند . پس انبيا در درجهء اول كسانى هستند كه ايدئولوژى داشته‌اند . 7 . ايدئولوژى از آن جهت است كه انسان داراى « دستگاه » فكرى است ، داراى مكانيسم فكرى است ، داراى مجموعه اى از افكار