است كه با نظم مخصوصى پهلوى هم قرار گرفته و كار مىكنند .
البته بعضى افراد فكرشان منظم نيست و مشوش است .
8 . حيوان ايدئولوژى ندارد ، نه چون عقيدهء كلى ندارد بلكه بالاتر اساساً دستگاه فكرى ندارد ، تدبير و فعاليت تدبيرى ندارد .
ايدئولوژى داشتن فرع فعاليت تدبيرى است .
آقاى بازرگان در بعثت و ايدئولوژى صفحهء 4 مىگويد :
تعريف ايدئولوژى :
« ايدئولوژى قديم غريزى و كلى بوده است و در حالت اجمالى خود به طور كامل عمل مىنموده است . علاوه بر آن تقريباً شامل كليهء مراتب و مراحلى كه امروزه آنها را به نامهاى : هدف ، مكتب ، روش ، تاكتيك ، برنامه و غيره مىناميم و فصول جداگانه براى آنها قائل مىشويم بوده است در طى قرون متمادى و در نزد اقوام و ملل مختلف رفته رفته معلوم و مستشعر شده ، به زبان و قلم درآمده ، تفصيل و تفكيك يافته و بالاخره در منطق و مفهوم امروزى ايدئولوژى اختصاص به فلسفهء سياسى و معيار فكرى كه حاكم بر افكار و اعمال اجتماعى باشد پيدا كرده است . انسان به طوركلى در جهت استشعار و انتخاب و اختيار پيش مىرود و مىخواهد شخصاً از روى آگاهى و آزادى روش خود را اتخاذ نمايد . » 9 . نهج البلاغه ، كتاب 53 ، صفحهء 18 :
* ( هذا ما امر به عبدا لله على اميرالمؤمنين مالك بن الحارث الاشتر فى عهده اليه حين ولَّاه مصر جباية خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها . ) * در صفحهء 33 مىفرمايد :
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 417
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٧