تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
و مساوات و رفاه اجتماعى و غيره . اصول عقايد قديمى مبانى ايدئولوژى به شمار مىروند نه خود ايدئولوژى . آنچه خود ايدئولوژى را تشكيل مىدهد اين است كه يك نفر مسلمان از آن جهت كه مسلمان است ايمان دارد و آرزو دارد كه بر جامعه عدالت حكومت كند ، مردم خداپرست و حقيقت پرست باشند ، از ظلم اثرى نباشد . درواقع معنى ايدئولوژى اسلامى اين است كه اسلام چه ايده هايى به پيروانش داده و عرضه داشته است كه ساير افكار و معتقدات پيروانش بايد براساس آن ايده ها باشد . ايده هاى اسلامى : الف . تزكيهء نفس ، صفاى روح ب . عدالت اجتماعى ج . معرفة الله و تقرب به حق د . خير و سعادت و عمران و رفاه عمومى بحث ما در اين است كه بعضى خيال مىكنند ايده و هدفى كه اسلام به بشر مىدهد اين است كه دنيا را ويران بگذارند ، در راه علم و تمدن گام برندارند . ديشب گفتيم كه اولين سخن ما اين است كه اسلام در مورد زندگى چنين ايده اى به مردم نمىدهد . برعكس ، ايدهء يك نفر مسلمان اين است كه دنيا و زندگى معمور و آباد و متكامل باشد . چيزى كه هست اسلام فراهم بودن وسايل مادى را به تنهايى براى رفاه و عمران واقعى كافى نمىداند . اين فكر كه ايدهء اسلام اين است كه زندگى نامعمور باشد صدمه و ضربهء زيادى به اسلام زده است . فكرى خطرناكتر از اين وجود ندارد .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 413 | مرتضى مطهرى