تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
خاص بدهد و [ جهان را ] در نظام خاص ببيند كه سيستم فلسفى خاصى را ايجاب كند ، آن را جهان بينى مىناميم . از قبيل دو نوع عقيده دربارهء يك انسان كه فقط اختلاف عقيده دربارهء شخصيت يك انسان منشأ دو نوع عقيده مىشود ، اما اينكه مثلًا فلان كس انگشتهايش بلند است يا كوتاه ، تأثيرى در شخصيت او و در ساختن عقيدهء جداگانه دربارهء او ندارد . مثلًا اينكه : الف . جهان زنده است و حيات و شعور و آگاهى بر آن نظارت دارد يا نه ؟ ب . آيا به حق و عدل برپاست و هدف دارد يا نه ؟ و آيا هدف ، ايصال هر موجود است به كمال خود يا نه ؟ ج . آيا جبر حاكم است يا اختيار ؟ د . آيا جهان بالاترين كمال ممكن را دارد يا ناقص است ؟ ه . آيا ثابت است يا متكامل ؟ و . آيا زشت است يا زيبا ، دوست داشتنى است يا نه ؟ ز . آيا صادق و صريح است يا غدّار و فريبكار ؟ ح . آيا روشن است يا تاريك ؟ ط . آيا سنن و نظاماتى دارد يا آنارشى بر آن حكومت مىكند و هوا و هوس و لعب بر آن حاكم است ؟ ى . آيا اجزاى جهان متشتت است يا مجموعه اى است بهم پيوسته ؟ عناصرى كه در نوع جهان بينى تأثير دارد همين عناصر است كه گفته شد . اكنون ببينيم مشخصات يك جهان بينى خوب چيست . منطقى بودن : الف . منطقى بودن و قابل استدلال بودن . اگر يك جهان بينى منطقى بود ، از نيروى منطق و فلسفه و علم حمايت مىشود و اين نيرو پشتوانهء اوست و اين جهت شانس پيروزى او را زياد مىكند ، بر خلاف يك جهان بينى تعبدى محض مانند تثليث مسيحيت . منطقى بودن ، يك جهان بينى را از ابهام و تاريكى خارج مىكند و در فضاى روشن منطق و علم و انديشه وارد مىسازد .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 375 | مرتضى مطهرى