تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
ب . ساده بودن ، مكانيسم ساده داشتن ( 1 ) ، پيچيده نبودن . بديهى است كه مكانيسم پيچيده ، هر چند منطقى و علمى باشد چون از انديشه ها دور است شانس موفقيت و پيروزىاش كم است ، تنها طبقهء خواص آن را مىپذيرند . البته منافاتى نيست ميان ساده به معنى مفهوم بودن و عميق بودن ، بلكه عميق بودن خود عاملى براى پيروزى و موفقيت است . پس درحقيقت بايد اين مشخِّص را چنين بيان كنيم : سهل و ممتنع بودن . تكليف سازى : ج . تكليف ساز و جهت بخش و هدف ده بودن ، يعنى طورى باشد كه شخص احساس تكليف و وظيفه كند و تكليف انسان را روشن كند . گاهى جهان بينى به شكلى است كه انسان در جهان مانند فردى است كه در منطقه اى زندگى مىكند كه زندگى زندگى جنگلى است ، نه حسابى است و نه كتابى و نه تشويقى و ترغيبى و تقديرى و قهراً احساس آزادى و بىمسؤوليتى مىكند . و ممكن است در منطقه اى زندگى كند كه جرايم و تخلفات مجازات دارد و بالأخره هرچند ظالمانه ولى نظامى و حسابى و كتابى در كار است ، اگر كوچكترين تخلفى در كار باشد شديدترين مجازاتها را در پى دارد . درصورت دوم است كه آدمى ، ولو به حكم زور و جبر ، احساس تكليف و وظيفه مىكند . فلسفهء پوچى : افراد در جهان از نظر جهان بينى بر دو قسماند . بعضى خيال مىكنند همهء راهها به پوچى و هيچى منتهى مىشود ، هركارى بكنيم آخر چى ؟ هيچ چى . جهان بينىهاى مادى چنين است . فلسفهء پوچى و نهيليسم امروز دنبالهء فلسفهء مادى است . قسم دوم برعكس ، اجمالًا مىداند كه همهء راهها به پوچى و هيچى منتهى نمىشود ، به يك حساب و به يك قدرت قاهره ولو جبار ايمان دارد ، براى فرار از عذاب هم كه شده است خود را مكلَّف و مسؤول مىداند . اين جهت
هامش
( 1 ) بايد به شكلى باشد كه انديشه ها آن را بنوشند ، مانند آب و غذاى گوارايى كه جهاز هاضمه به سهولت آن را مىبلعد بر خلاف يك غذاى غيرقابل جويدن و فروبردن .