در مقابل ، مفكرين و شعرايى هستند كه خوشبيناند . در ورقه هاى « بدبينى » يك بيت انتقادى از متنبّى و يكى از سعدى نقل كرديم . ايضاً در ورقه هاى « جهان » اشعار ناصرخسرو خطاب به جهان كه حاكى از خوشبينى است نقل شده .
در ورقه هاى « نظر دين دربارهء دنيا » گفتيم كه منطق متدينين ما دربارهء دنيا متأثر است از منطق بدبينان ، به دو علت : يكى نفوذ فلسفه هاى مبنى بر بدبينى از يونان و ايران و هند ، و ديگر حوادث ناگوار تاريخ اسلامى ( سوم حوادث داخلى يعنى فقدان عدالت اجتماعى ، كما اينكه در سخنرانى 22 رمضان 81 گفتيم كه فقدان عدالت اجتماعى منشأ يك فكرهء ديگر هم هست و آن فكره بخت و شانس است ) .
جهان طبيعت و جهان ماوراء طبيعت
رجوع شود به ورقهء « مرگ » اشعار مثنوى ، داستان جالينوس و مثال جنين در شكم مادر ، و [ اينكه ] نسبت جهان ماده به ماوراء ماده از قبيل نسبت عالم رحم است به عالم دنيا كه محاط و محيط است و محاط از محيط مدد مىگيرد .
جهان
اشراق ( 1 ) جهان جمله چو نقشى برآب
و آن آب نه آب بلكه نقشى ز سراب
و آن موج سراب هم خيالى درخواب
و آن خواب چه خواب ، خواب مستان خراب
هامش
( 1 ) فرزانه [ نسخه بدل ]