تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
جديد رسيد كه كار و انديشه پايه هاى اصلى آن بود . اين برخورد كه با شوق زدگى و بهت توأم بود ، چيزى را در جوانان شكست و فرو ريخت و اين چيز ايمان به عظمت كتابى و ماهيت « نصايح پدرانه » مربيان نسل گذشته بود . . . قدرتهاى اقتصادى با مظاهر شكوفانش ، توسعهء دانش با حاصل اعجازآميزش ، همهء آن قهرمانان و خدايان معنوى را كه نسل جوان براى خود ساخته بود حقير و كوچك كرد . در اين ميان نسل آزموده و دنياديده ( نسل قديم ) نه تنها نخواست و يا نتوانست در كنار اين مظاهر فريبا نسل جوان و شوق زده را با ايمان تازه اى آشنا كند ، بلكه با تلاشى عبث كوشيد كه او را با اعتقاد و آرمان كهنه اش آشتى دهد . » جان مطلب همين است كه بايد ايمان نسل جوان را تجديد و تازه كرد و يا به عبارت ديگر و بهتر او را با ايمان تازه و شكل جديدى از ايمان آشنا كرد كه نتيجه اش ترقى و تكامل و در عين حال پيروى از اصول ثابت اسلامى ( به عقيدهء ما ) بوده باشد . اهميت اسلام و قرآن به اين است كه با آرمانهايى كه مولود حوايج واقعى و تكامل طبيعى زندگى است هماهنگى دارد . همان طورى كه قبلًا گفته شد فرق است بين هوسها و اهواء مردم كه : * ( ولو اتبع الحق اهوائهم لفسدت السموات والارض و من فيهن بل اتيناهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون ) * ( مؤمنون ، 71 ) و بين آرمانهاى اجتماعى كه در يك قومى پيدا مىشود . آرمانهاى اجتماعى عيناً مانند غرايز فردى است كه نمايندهء يك احتياج و ضرورت است و طبيعت به عنوان اعلام حاجت آن را تعبيه كرده است ، مثل ميل به غذا كه اعلام احتياج جهاز هاضمه به بدل مايتحلَّل است و ميل به جنس مخالف كه اعلام اين است كه تحولى در طبيعت پيدا شده و حاجت جديدى به وجود آمده است . از دستگاه هدايت تكوينى و الهامات الهى نبايد غافل بود . رغبت به سؤال در طفل در حدود سن [ سه ] سالگى نمايندهء يك رشد مغزى و