آنها بهتر به غور و عمق سخنان من خواهند رسيد .
نكتهء ديگر اينكه علت اينكه در سخنان پيغمبر يا ائمه ، پست و بلند ، اوج و حضيض هست همين است كه مخاطبها مختلف بودهاند .
در جواب يك نفر كه سؤال مىكند : آيا ممكن است آسمان و زمين در يك تخم مرغ جا بگيرد گفته مىشود : بلى ، و در جواب كسى ديگر گفته مىشود : نه ، اين محال است . ظاهر اين است كه اولى چون طرف متكلم و مجادل و هوچى بوده گفته شده بلى و دومى اينطور نبوده بلكه مردى جويندهء حقيقت بوده ، گفته شده نه .
نكتهء ديگر اينكه يك فرق مكتب انبيا با مكاتب فلسفى اين است كه مكاتب فلسفى كلاس خصوصى است و يك منطق يكنواخت دارد ، بر خلاف منطق انبيا . در مكتب انبيا اين اصل هست كه « * ( امرنا ان نكلم الناس على قدر عقولهم ) * » اما در مكاتب فلسفى نيست ، زيرا در مكاتب انبيا به روى همه باز است به خلاف مكاتب فلسفى كه اين در فقط به روى عدهء معين كه در حد معين هستند باز است .
مىگويند بر سر در مدرسه و باغ معروف افلاطون نوشته بود : هركس كه هندسه نخوانده است حق ورود ندارد . اما بر سر در مدرسهء انبيا چنين تابلويى نيست ، و به همين جهت فيلسوف به اندازهء عقل خودش حرف مىزند و پيغمبر به اندازهء ظرفيت مستمع . از اين روست كه سخن فيلسوف يكنواخت است بر خلاف سخن پيغمبر .
بهترين شاگردان فلاسفه آنها هستند كه از لحاظ زمان به آنهانزديكترند ، اما انبيا برعكس ( رب حامل فقه ليس بفقيه ) :
اين خود يك اصل از اصول اجتهاد و استنباط است كه توجه به آن در كيفيت استنباط تأثير دارد .
نكتهء ديگر اين است كه هر اندازه مردم عالمتر بشوند و ظرفيت علمى و فكرى آنها بيشتر بشود ، بهتر و بيشتر مىتوانند استفاده كنند .
ما نبايد اينطور فكر كنيم كه مثل اعلاى مسلمان ، مسلمانان صدر اول بودهاند و تا ابد چنين خواهد بود . آنها به اندازهء ظرفيت خودشان مىتوانستند استفاده كنند . حتماً اگر علم و معرفت زيادتر بشود مىتوان جامعه اى اسلامى بسى راقىتر از مسلمانان صدر اول به
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٣