انكارها و فساد اخلاقها هلاكت است .
اينكه قرآن در نتيجه هلاكت قوم يا نجات قوم را ذكر مىكند معلوم مىشود كه بحث جنبهء فردى ندارد ، جنبهء اجتماعى دارد ، يعنى از صلاح و فساد نسلى گفتگو مىكند اگر نسلى صالح شد آن قوم آنچنان مىگردند و اگر نسل فاسد شد اينچنين مىگردند .
در اين دو آيه مجموعاً دو مظهر از نسل جديد را ذكر مىكند :
يكى آن كه رو به صلاح مىرود و ديگر آن كه رو به فساد و فنا و اضمحلال مىرود .
12 . در شمارهء خرداد 41 مجلهء « راهنماى كتاب » ، دكتر زرين كوب به مناسبتى از كتاب انوار سهيلى ، صفحهء 454 ، چاپ ارسلى ، حكايت « مرد دو موى » كه دو زن داشت نقل مىكند : مرد وقتى كه به خانهء زن پير مىرفت ، پيرزن موهاى سياه او را مىچيد تا فقط موهاى سپيدش بماند و سنخيت و مشابهتش با خود او محفوظ بماند و به مصداق « اطرباً و انت قنسرى » و به مصداق « أ ذوالشيب يلعب ؟ » خجالت بكشد از جوانى كردن در پيرانه سر ، و وقتى كه نزد زن جوان مىرفت او موهاى سفيدش را مىچيد كه شوهر ، جوان جلوه كند . آخر كار همهء موهاى او بر باد رفت . مىگويد مجتبى مينوى در يك قطعهء كوتاه اين حكايت را با احوال حاضر ما خوب مقايسه كرده است :
مردى دو مو دو زن داشت يك پير و يك جوان
وى را چو خود همى خواست هر يك از اين دوگان
مىكند موى مشكيش آن جفت پير وى
موى سپيد او نيز كندى زن جوان
بر روى و بر سر وى آخر نماند موى
ايران ( اسلام ) همى كشد نيز از دست مصلحان
پيران همى بجنگند با فكر تند و نو
خامان همى گريزند ز آثار باستان
13 . كاظم زاده در رهبر نژاد نو مىگويد :