« امروز بيداركردن حس مليت و وطن پرستى و شهامت ملى و قلع ريشهء تعصب ( تعصبهاى ملى و مذهبى نسبت به يكديگر ) براى ملل مشرق زمين از فرايض است ، و توليد حس انسانيت و محبت نوع و برادرى در قلوب افراد ملل غرب نيز واجب مىباشد . » ايضاً مىگويد :
« از تجدد و ترقى نبايد بترسيم و از تمدن و تكامل نبايد گريزان شويم ، لكن بايد دقت كنيم كه مانند ديگران دچار خطا و اشتباه نگرديم . آفات تمدن عصر جديد از همين جا سر زده كه آن خطا را كه در شناختن نفس و روح مىكند . » 14 . از آيهء كريمهء « * ( ادع الى سبيل ربك ) * » استفاده مىشود كه پيغمبر از آن جهت كه مبلَّغ و داعى الى الله و رهبر دين است ، با طرق مختلف بايد مردم را به سوى راه خدا دعوت كند راه حكمت ، وعظ ، جدل .
زيرا همان طورى كه مفسرين گفتهاند طرف يا جويندهء حقيقت هست يا نيست و مكابر است . در صورت اول يا ظرفيت علمى و فكرى دريافت حقايق را دارد يا ندارد . اگر جوينده و تشنهء حقيقت است و مستعد هم هست بايد حقايق دين را با دلايل به او گفت ، و اگر تشنه و جوينده هست اما مستعد درك حقايق نيست بايد با سخنان لطيف و نغز و نرم كنندهء دل و تشبيهات و استعارات نرمشى در قلب و احساسات او به وجود آورد ، و اگر اهل مكابره و خودنمايى و هوچيگرى است بايد بدون اينكه از طريق انصاف خارج شد به مجادله پرداخت .
ضمناً از كلمهء « * ( ربك ) * » مىتوان استنباط كرد كه قانون تربيت و پرورش و به ظهور رساندن استعداد موجود تحت تربيت ، همين اقتضا را دارد . به قول مولوى : طعمهء هر مرغكى انجير نيست .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠١