عشق به منزلها رسيده باشند و او هنوز آواره باشد ، نمىتواند بشنود كه تحول در ايرانِ مسلمان و موحد و ژاپنِ بت پرست و مشرك در زمان واحد پيدا شده باشد و ژاپن با دنياى غرب در صنعت و سياست و اقتصاد رقابت كند و ايران همانطور عقب مانده و محتاج به قرضه و كمك باقى بماند قشرى كه تازه بيدار شده كه قوانين اجتماعى و علل پيشرفتها و انحطاطها را بشناسد .
از خصوصيات اين قشر اين است كه مىخواهد يك مكتب اجتماعى داشته باشد و به يك مكتب و مسلك اجتماعى كه جوابگوى تقاضاهاى فكر او باشد ( 1 ) بگرايد ، مسلكى كه طرحى و نقشه اى براى ساختمان جامعه اى نو و مستقل و افتخارآميز داشته باشد و بتواند با سيستمهاى اجتماعى دنيا رقابت كند .
اين قشر نمىتواند بدون فلسفه زندگى كند ، فلسفه اى و جهان بينى خاصى از جهان و سعادت و حيات و انسان مىخواهد داشته باشد و سيستمهاى اجتماعى براساس اين فلسفه مىخواهد داشته باشد . دين نيز جز به صورت يك مكتب و منطق مخصوص حيات و تكامل ، براى او نمىتواند مفهوم صحيحى داشته باشد . اين قشر با پيروان مكتبى روبرو شده كه به قول يكى از دوستان از او پرسيدهاند تو در زندگى چه هدفى دارى ، طرز تفكر تو چيست ؟
جهان بينى تو چيست ؟ اسلام براى حل مشكلات اجتماعى چه راه حلهايى پيشنهاد كرده است ؟
از خصوصيات اين نسل اين است كه طالب نو و تجدد و تغيير و تجديد سازمانهاى كهنهء اجتماعى است مثل پسرى است كه همين كه بزرگ شد علاقه مند است كه خانهء مسكونى پدرى را تعمير كند ، نو كند ، رنگ و روغن بدهد ، بناهاى فرسوده را خراب كند و از نو بسازد .
روح جوانى او اقتضاى سازمان جوان دارد .
هامش
( 1 ) و يكنواخت و قاطع همهء مشكلات را حل كند ، گو اينكه از لحاظ پايه آنقدر غيرقابل خدشه نباشد . بالأخره ميل به انتظام فكرى ، او را ارضاء مىكند .