تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
كالمحسوس من وقوف دولابها من الحركة به مجرد تخليتها عن يدها . والثانى ان الاليق و الانسب فى الاستدلال و الاسلم لكافة الناس و الاسهل لعامتهم هو طريقة الانّ و هوالاستدلال بالاثار على المؤثر و بالخلق على الخالق . 31 . مطلب از اينجا بايد شروع شود كه در اسلام يكى از دستورها تفقه در دين است . تفقه با علم كه اسلام توصيه و تأكيد كرده است متفاوت است ، زيرا علم از جهت مورد اعم است از علم دين و هر علم مفيد ديگر ، چنان كه از اخبار و روايات و آيات استفاده مىشود ( رجوع شود به ورقه هاى « فريضهء علم » ) و تفقه اختصاص دارد به دين . ديگر اينكه تفقه ، مطلق علم دين نيست ، بلكه فهم عميق و بصيرت در دين است . علم سطحى به مسائل و احكام و آثار دين ، علم دين هست اما تفقه در دين نيست . تفقه همان طورى كه راغب گفته است : التوصل بعلم حاضر الى علم غائب . فقه الحديث ، فقه الاقتصاد ، فقه السياسة ، فقه الهواء ، فقه اللغة ، فقه الاحكام : علما از قديم فهم عميق و اكتناهى حديث را فقه الحديث مىنامند . هر چيز را دو نحو مىتوان فهميد : سطحى و عمقى . مثلًا اگر ببينيم يك كالاى معين امسال فراوانتر و ارزانتر است و سال پيش اينطور نبود ، برعكس فلان كالاى ديگر سال پيش فراوانتر و ارزانتر بود ، يا يك كالا در عين اينكه فراوانتر از سال پيش است گرانتر است ، ممكن است بيش از اين چيزى نفهميم و علت و قانون و قاعدهء اين كار را درك نكنيم ولى شخص ديگر قانون اين كار و علت بالخصوص [ وضعيت ] كالاى مورد نظر را بفهمد ، اين شخص فقه الاقتصاد دارد . همچنين است در مورد گرمى و سردى هوا ، حدوث بيماريها ، حوادث سياسى جهان . سياسيون جهان خود را داراى فقه السياسه مىدانند ، همينطور است فقه الاجتماع ، فقه الامراض ، فقه اللغة . . . فقها كه علم به احكام شرعيه عن ادلتها التفصيليه پيدا مىكنند ،