« زمان و مقتضيات آن » و ورقه هاى « اسلام و مقتضيات زمان » و ورقه هاى « محبت اولياء » ) و ثانياً بايد خود هدفها را از لحاظ سبك سنگينى و به تعبير فقها از لحاظ اهميت و مهمّيت و باب تزاحم به دست آوريم . در اين قسمت نيز خود اسلام ما را راهنماييهايى كرده است ، احتياج به جفر و رمل نداريم . مثلًا اسلام عبادات را سرلوحهء تعليمات خود قرار داده است و براى اينها اهميت فوق العاده قائل است . ما بايد سرّ اين اهميت را بفهميم ( رجوع شود به ورقه هاى « عبادت » و ورقه هاى « نماز » ) . آشنايى به فلسفهء احكام نيز نوعى بصيرت در دين ايجاد مىكند به شرط آنكه در آن افراط نشود ، و ضمناً درجهء اهميت را نشان مىدهد .
مرحلهء سوم فوق العاده اهميت دارد ( 1 ) و اين مرحله است كه اثر اجتماعى فوق العاده دارد . غفلت از اين جهت است كه مسلمين را به انحطاط كشانده و توجه به اين جهت است كه مسلمين را به سوى اعتلا مىبرد .
مرحلهء اول در اسلام پيشرويهايى ارزنده داشته است ، البته درخصوص اصول عقايد ولى آنها جنبهء فردى داشته است . لهذا معارف اسلامى گنجينهء گرانبهايى است . كسانى امثال صدرا در اين جهت به مقامات شامخى رسيدهاند . ولى در مرحلهء دوم هم كارهايى شده ، هرچند كافى و كامل نيست . ولى در مرحلهء سوم كارى صورت نگرفته است .
32 . رجوع شود به سفينة البحار ، مادهء « نفر » .
33 . شبسترى اشعارى لطيف دارد در مراتب عرفان و بصيرت ، آنجا كه مىگويد :
در اين ره اوليا باز از پس و پيش
نشانى دادهاند از منزل خويش
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « رشد اسلامى » . رشد اسلامى و تفقه در دين رابطهء نزديك دارند .