تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
جامعه هاى كمونيستى اصل « ساختن انسان آنچنان كه بتواند مرام و مسلك و رژيم را حفظ كند نه آنچنان كه سرشتش اقتضا مىكند » شديدتر از ساير جامعه ها حكمفرماست ، آزادى كمتر است . چه حقى پامال شده تر از اينكه انسان مجبور باشد آنچنان فكر كند كه دولت - و به قول آنها جامعه - به او تحميل كرده است ، آنچنان ذوق و احساس داشته باشد كه به او داده‌اند نه خود برحسب سرشت داشته است و نه خود انتخاب كرده است . ازخودبيگانگى : اينجاست كه معنى از خودبيگانگى كه خود غربيها طرح كرده‌اند به اشدّ وجوه در تربيتهاى آنها حكمفرماست ، يعنى از فرد چيزى مىسازند كه نه طبيعت و سرشت و نظام هدفدار رهبرى شدهء عالم و به عبارت ديگر فطرت آن را خواسته است و نه چيزى كه خود فرد آزادانه آن را انتخاب كرده است . موجودى مىسازند كور و كر از غير آنچه در پس آينه طوطى صفت به او تلقين كرده‌اند . تربيت حقيقى عبارت است از فراهم آوردن موجبات تجلَّى شخصيت انسان ( 1 ) و به فعليت رسيدن استعدادهاى درونى و نهانى انسان ، و اين با يك تحميل جبرى صورت نمىگيرد بلكه با خدمتكار طبيعت شدن و با نرمش و بدون جبر و تحميل ولى تحت مراقبت عالمانه و مهربانانه موجبات تولد شخصيت واقعى انسان را فراهم آوردن ، عملى مىشود . مىگويند : سقراط مىگفت كه من مانند مادرم مامايى مىكنم اما مامايى روحى . و البته نظر سقراط به آموزشِ فقط بود ، مدعى بود كه تعليم بايد به شكلى باشد كه ذهن متعلم خود زايندهء فكر اصلى باشد . ولى اين اصل در مورد تربيت هم [ بايد ] رعايت شود . اصل « خود را بشناس » در تربيت : از اين رو در تربيت ، شناخت انسان ، استعدادهاى انسان ، شناخت دقايق ذهن و عواطف و مشاعر انسان و حتى ريشهء ماوراء الطبيعى وجود انسان لازم و ضرورى است . اينجاست كه
هامش
( 1 ) مهمترين و مشكلترين مسأله ، شناخت و پيدا كردن شخصيت واقعى انسان است .