تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مىسازند . آيا به انسان به صورت يك شئ در تربيت بايد نگاه كرد ( 1 ) و براى منظورهاى به اصطلاح اجتماعى بايد او را آنچنان كه مىخواهيم بسازيم ، يا بايد به صورت شخص و موجود ذى حق و قابل احترام نگاه كرد و استعدادهاى او را پرورش داد و او را به كمال لايق خودش رساند و از راه همان كمال لايقش به نفع جامعه استفاده كرد ؟ مثلًا ممكن است بگوييم جامعه احتياج به جلَّاد و آدمكش دارد ، جلَّاد بايد بيرحم باشد ، پس گروهى را طورى بسازيم كه عواطف آنها كشته شود تا به اصطلاح به درد اجتماع بخورند ، سرباز را طورى بسازيم كه اگر فرمان حمله به بىگناه و طفل صغير و دبستان و بريدن سر زن و مردم غيرنظامى بدهيم بدون چون و چرا بپذيرد . يا خير ، انسان را بايد آنچنان كه گل را پرورش مىدهيم كه استعدادهايش بروز كند پرورش دهيم و به اصطلاح فلسفهء تربيت ( 2 ) همين است يعنى تغييرات مطلوب ايجاد كردن ، انسان را به صورت مادهء قابل استفاده درآوردن براى جامعه مساوى است با پرورش دادن و كامل كردن همهء جنبه هاى جسمى ، فكرى ، ذوقى ، هنرى ، فنى ، اخلاقى ، دينى انسان . متأسفانه در جهان امروز ، تربيت دچار چنين مشكلى است كه آنچه عملًا در جهان معمول است ساختن انسان است به شكلى كه رهبران اجتماع مىخواهند نه آنچنان كه فطرت و سرشت انسان اقتضا مىكند . اينجاست كه بار ديگر به شكل ديگر انسان قربانى تمدنى مىشود كه خود به وجود آورده است ( 3 ) ، قربانى مطامع اقويا مىشود . آنان كه خيال مىكنند اگر يك جامعه از نظر ثروت ، اشتراكى شد كافى است كه بشر سعادتمند گردد ، به اين نكته توجه كنند كه در
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « تربيت و فطرت » و ورقه هاى بريده شده از اطلاعات 16 / 4 / 54 تحت عنوان « نيروى دريايى آمريكا آدمكش خونسرد تربيت مىكند » . ( 2 ) رجوع شود به كتاب آزادى و تربيت تأليف دكتر محمود صناعى ، صفحات اول ، كه معلوم است از عهدهء حل اشكال بيرون نيامده است . ايضاً كتاب تعليم و تربيت در جهان امروز . ( 3 ) يعنى تمدن گرايش ضد انسانى پيدا مىكند .