خام ماندن ماست . الآن هم مغزهاى عالى ما را آنها مىدزدند و جذب مىكنند و خود ما در فرار دادن اين مغزها با مشكلات عجيبى كه براى آنها ايجاد مىكنيم كه بايد از هفت خوان رستم بگذرند تا به پست مثلًا استادى دانشگاه برسند ، سهيم مىباشيم .
فكر هيهات ان يلدالزمان :
ما مثلًا در گذشته بوعلى سينا ، ابوريحان ، خواجه نصيرالدين طوسى ، ملاصدرا داشتهايم و خيال مىكنيم اينها افراد استثنايى بودهاند و مىگوييم : « هيهات ان يلد الزمان بمثله - انّ الزمان لمثله لعقيم » ، در صورتى كه اين فكر و اين شعر غلط است . شرايط پرورش در زمانى مساعد بوده و بوعلى سيناهاى بالقوّه رشد كردهاند . خدا مىداند شايد الآن در ميان بچه ها و جوانان ما صدها بوعلى وجود داشته باشد . ملتهاى زنده اين استعدادها را جستجو مىكنند و مورد استفاده قرار مىدهند ، بر خلاف ما .
حتى به عقيدهء من آفريقايىها - آنچنان كه از مشاهدهء چند طلبهء سياه قم دستگيرم شد - از لحاظ استعداد شايد ، هم از اروپا پيش باشند هم از آسيا ولى به صورت مادهء خام ماندهاند ، ولى خوشبختانه تدريجاً بيدار مىشوند .
چين و ژاپن بهترين مثال است براى رد نظريهء تفوق استعداد نژاد اروپايى از غيراروپايى .
ب . همان طورى كه در ورقه هاى « تربيت » گفتهايم و در سخنرانيهاى انجمن ضد بهايى ، از انسان چيزى قابل استفاده ساختن و تغييرات مطلوب در او وارد كردن اعم از پرورش انسان است . اين مسأله قهراً بايد در تعليم و تربيت مطرح شود كه آيا انسان بايد پرورش داده شود و يا بايد صرفاً ساخته شود . ساخته شدن يعنى به صورت قابل استفاده براى منظور خاصى [ در آمدن ] ولو به اينكه يك نوع كاستى و نقص در او انجام گيرد ، آنچنانكه فى المثل يك چوب را مىسازيم و از جنبهء چوب بودن در آن نقصى وارد مىكنيم ولى براى منظور ما كه ساختنِ در است آماده تر مىشود ، مثلًا چوب را خمير مىكنند ، عصبهايش را مىكُشند و از نو چيزى به نام فورميكا
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧١