تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
نمىتوان مورد استفاده قرار داد . ولى ما به اين نكته توجه نداريم كه انسان هم به صورت يك مادهء خام به دنيا مىآيد يعنى ماده اى غيرقابل استفاده . اين ماده صرفاً با گذشتن زمان و رسيدن به سنين جوانى خودبه خود به صورت انسان مفيد ( 1 ) قابل استفاده درنمى آيد بلكه به صورت حيوان قابل استفاده درمىآيد ، يعنى فقط مىتواند مانند حيوان باركشى كند ، مانند حيوان زاد و ولد كند و نه بيشتر ( 2 ) . و هيچ موجودى تفاوت ساخته شدن و ساخته نشدنش اين قدر فاحش نيست . پرورش يا تربيت يعنى مواد خام انسانى را تبديل به مادهء مفيد قابل استفاده كردن و به اعتبارى انسان مصرفى را تبديل به انسان مولَّد كردن . ما به عدد توجه داريم نه به كيفيت و سطح . ما در مسألهء آموزش در يك حد معمولى لااقل توجه داريم كه انسانها بايد آموزش بيابند اما اينكه انسانها بايد ساخته بشوند و پرورش يابند و مانند مادهء خام هستند ، كمتر مورد توجه ما قرار مىگيرد . ما مشرق زمينىها و بالأخص مسلمانان ، مردم مغرب زمين را مىبينيم كه در صنعت و تمدن ترقى فوق العاده كرده‌اند . فوراً اين تصور براى ما پيدا مىشود كه حتماً سرشت آنها با ما متفاوت است ، مغز آنها مغز ديگرى است ، و حال اينكه اين اشتباه بزرگى است . هرگاه ما و آنها در شرايط مساوى قرار گرفته‌ايم ، مسابقه را برده‌ايم . تفاوت در ساخته شدن آنها ، تربيت و پرورش آنها و به صورت مادهء
هامش
( 1 ) بعد دربارهء اينكه انسان مفيد چه انسانى است و چه نوع افاده مراد است و براى كى مفيد باشد ، ان شاء الله بحث خواهيم كرد . همين قدر مىگوييم كه در جهان امروز ، انسان مفيد در درجهء اول يعنى انسان مولَّد ثروت ، يا به طور مستقيم و يا غيرمستقيم . مسألهء ديگر اينكه انسان يك تفاوت اساسى با ديگر اشياء دارد كه خود سازندهء خويش و كيفيت دهندهء خويش و ماهيت دهندهء خويش است . ( 2 ) همان طورى كه مادهء خام صنعتى با ساخته شدن و قابل استفاده شدن ارزش مىيابد و چيزى كه با مقياس تُن فروش مىرفته با مقياس متر و يا رد فروش مىرود ، انسان نيز با ساخته شدن ارزش پيدا مىكند . انسان ساخته شده مساوى است با صدها هزار انسان خام .