غير از هرج و مرج است ( 1 ) . در سياست سه نوع حكومت ممكن است : حكومت مستبدانه ، هرج و مرج ، دموكراسى . در اخلاق نيز چنين است . اين مسأله انسان را به ياد مسألهء آزادى فرد و قدرت دولت در فلسفهء سياسى مىاندازد . آزادى افراد به جاى خود ، قدرت و استيلاى اجتماع و دولت قانونى نيز به جاى خود . دموكراسى بايد توأم با انضباط افراد و قدرت و تسلط اجتماع يا دولت كه نمايندهء عموم است بوده باشد .
و . معلوم شد سعادت بشر از نظر اسلام در كشتن و اعدام يا حبس و شكنجهء نفس نيست ، در اصلاح و تهذيب نفس است . در ورقه هاى « اخلاق جنسى » ، نمرهء 17 به تفصيل گفتهايم كه ضمير انسان مانند تركيبات بدنى اختلال پذير است رجوع شود .
ز . معلوم شد جنگ و ستيز عقل و نفس يك جنگ مسالمت ناپذير نيست همزيستى مسالمت آميز ممكن است ، بلكه براى هر دو طرف لازم و واجب است .
ح . ما مىگوييم اخلاق جنسى با اخلاق اقتصادى كه مربوط به غريزهء تملك است و با اخلاق سياسى كه مربوط به غريزهء قدرت و برترى طلبى است تفاوت نمىكند . همچنان كه در آن دو نوع اخلاق كسى آزادى مطلق نمىگويد و تحريكات و تهييجات را جايز نمىشمارد ، اصل قناعت به حد و حق خود را توصيه مىكند و آن را مانع رشد اين استعدادهاى طبيعى نمىداند ، در اخلاق جنسى نيز همينطور بايد حكم كند . نمىدانيم چرا امثال فرويد و راسل اين گشاده دستى را تنها در زمينهء اخلاق جنسى جايز مىشمارند . آيا اين نه از آن جهت است كه تاراج دادن سرمايهء اقتصادى و سياسى ممكن نيست زيرا مدعى خصوصى دارد ، ديگران به حمايت آن قيام مىكنند ، اما به تاراج دادن سرمايهء اخلاق جنسى چندان حامى ندارد ،
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « اخلاق جنسى » ، آنجا كه راسل در كتاب در تربيت خود عقايد سوسياليستى خود را در اين مسأله دخالت مىدهد .