هوس را مخالف شخصيت مىداند .
هرگونه پرستشى از قبيل زن پرستى و پول پرستى و قدرت پرستى بر ضد شخصيت سالم داشتن است .
رجوع شود به ورقه هاى « تزكيهء نفس ، انسان سالم » :
ما در ورقه هاى « اخلاق جنسى » گفتيم انسان نوعى از آزادى را كه آزادى اخلاقى مىناميم يعنى آزادى از پول پرستى و زن پرستى و مقام پرستى كه مرادف است با شخصيت اخلاقى داشتن و كمال مطلوبدار بودن بايد براى خود حفظ كند . آيا فقط غريزهء جنسى بايد آزاد باشد و آيا منش و شخصيت واقعى اگر اسير و زندانى احساساتى از نوع پول دوستى يا مقام دوستى يا زن پرستى بود مانعى ندارد ؟ ما در ورقه هاى « اخلاق جنسى » گفتهايم كه از نظر اسلام ، انسان نبايد همّ و توجه خود را محدود كند به قدرت پرستى يا پول پرستى يا زن پرستى كه يكى معبود نيچه و ديگرى معبود ماركس و سومى معبود فرويد است . بشر معبود خود را در ما فوق خود مادى و فردى ، در غير عضلات بازو و شكم و پايينتر از شكم بايد جستجو كند .
يا . گفتيم اسلام طرفدار رشد استعدادهاست و گفتيم كه ميراندن نفس از نظر اسلام جنبهء تعالى و عبور از مرحله اى به مرحلهء ديگر دارد يعنى تطور است ، از قبيل تطور از جماد به نبات و از نبات به حيوان آزادشدن نيروها و استعدادهاى عالى و ذخيره شده است .
ترك دنيا ترك ترك آخرت است و ترك ترك آخرت مساوى ترك دنيا نيست .
اكنون به اين مناسبت بايد فرق اخلاق و تربيت را بشناسيم . فرق اخلاق و تربيت در اين است كه اخلاق جنبهء گذشت از خود دارد ، به همين دليل جنبهء تقدس دارد . به همين دليل ، اخلاقى كه امثال راسل پيشنهاد مىكنند عقيم است . به همين جهت است كه ويل دورانت ، هم در مقدمهء كتاب لذات فلسفه و هم در فصل « اخلاق » تصريح مىكند كه اخلاق نوين هنوز نتوانسته است براى خود پايگاه محكمى تهيه كند ، و ما مىگوييم هرگز هم نخواهد توانست . ما مىگوييم كه تنها مذهب است كه قادر است خودى را به شكل موت نسبى و تطور از بشر بگيرد و او را به سوى تعالى بكشاند ، در عين اينكه استعدادهاى مادى را به كار انداخته استعدادهاى عالى وجود او را نيز احيا كند .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٢