مردى سى سال در صف اول جماعت نماز مىخواند . يك روز آمد ديد جايش را ديگرى گرفته . فوق العاده عصبانى شد كه چرا جايش را گرفتهاند و درواقع به شخصيتش احترام نگذاشتهاند .
خودش از همين عصبانيت فهميد كه آن پست را مىپرستيده است ، تمام نمازها را قضا كرد .
در حديث است كه اگر ديديد در خلوت حال نداريد ولى در جلوت داريد ، بدانيد اخلاص نداريد . بسيارى از « حال » هاست كه مصنوعى و تقلبى و از مكائد نفس امّاره است .
تزكيهء نفس
وجود انسان مانند دريايى است طوفان خيز . رجوع شود به دفتر 89 ، ص 65 .
تزكيهء نفس - نفس امّاره - لزوم حكومت عاقله
مولوى : نفس را هفتصد سر است . . .
افلاطون مثلى عالى از هيولايى صد سر در صورت انسان آورده كه قابل نقل و استناد است . كتاب آزادى و حيثيت انسانى ، صفحات 190 - 191 .
تزكيهء نفس فلسفى و تزكيهء نفس عرفانى
در كشكول شيخ بهايى ، چاپ شركت طبع و نشر قم ، صفحه 129 اشعار ذيل را تحت عنوان « للشيخ ابى على بن سينا و يقال انه لابى على بن مسكويه » نقل مىكند :
اگر دل از غم دنيا جدا توانى كرد
نشاط و عيش به باغ بقا توانى كرد