نمىبيند ، مويى را در چشم ديگران مىبيند و خارى را در چشم خود نمىبيند .
ب . عظمت و پيچيدگى دستگاه روانى ، اعم از پيچيدگى طبيعى و يا پيچيدگى عارضى كه در نتيجهء عقده ها پديد مىآيد . از اين جهت ، قدرت علمى و تشخيص نيرومندى لازم است كه انسان خير را از شر ، سود را از زيان تفكيك كند .
دشمن به دشمن آن نپسندد كه بى خرد . . . :
سعدى مىگويد :
دشمن به دشمن آن نپسندد كه بىخرد
با نفس خود كند به مراد و هواى خويش
از دست ديگران چه شكايت كند كسى
سيلى به دست خويش زده بر قفاى خويش
دزد از جفاى شحنه چه فرياد مىكند
گو گردنت نمىزند الَّا جفاى خويش
گر هر دو ديده هيچ نبيند به اتفاق
بهتر ز ديده اى كه نبيند خطاى خويش .
نفس انسان مانند كودك انسان ، بيش از حيوان كه به زنجير غرائز كشيده شده است نيازمند به رهبرى است :
و در حقيقت منشأش جهل آدمى است . نفس انسان از اين لحاظ مانند كودكى است كه نيازمند به حمايت و هدايت و سرپرستى است .
كودك حيوان چندان نيازى به حمايت و هدايت ندارد ، بر خلاف كودك انسان . نفس انسان نيز بر خلاف نفس حيوان كه به زنجير غريزه كشيده شده است ، آزاد است و جاهل و گمراه در ذات خود و بايد تحت هدايت عقل و دين و تعليم و تربيت راه خود را بيابد و طى كند .
عليهذا از جهالت و رفتار جاهلانهء نفس و از اينكه در ذات خود غريزتاً به راه صلاح مجبور نيست بلكه بايد تحت حكم عقل درآيد و از طرفى آزاد است كه سرخود و جاهلانه و مستقل از مربى خود كار كند بايد برحذر بود و از اين جهالت ترسيد و بايد از اين جهت بدبين بود .
ج . علت سوم بدبينى اين است كه نفس در شرايط خاصى از قبيل ارضاء زياد و يا محروميت ، طاغى و سركش و « امّارة بالسوء » مىشود . اين همان وقت است كه يا در اثر محروميت عقده پيدا